جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران در ادامه با تاکید بر لزوم شکرگزاری نعمت‌ها بیان کرد: اگر ملتی شکر نعمت‌های خود را به جا نیاورد آن‌ها را از دست خواهد داد. سردار سلامی ادامه داد: ملت ایران در اوج نابرابری‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی توانست هشت سال پیاپی از آرمان‌های مقدس خود دفاع کند و ذره‌ای از خاک خود را به دشمنان قسم خورده نظام واگذار نکند و این اتفاق در طول تاریخ بشریت بی‌سابقه است. جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با تاکید بر لزوم دفاع از ممالک اسلامی در مقابل دشمنان و با اشاره به حوادث اخیر غزه و جنایات رژیم جعلی صهیونیستی، خاطرنشان کرد: جنگ غزه آغاز و مقدمه فروپاشی اسرائیل است. سردار سرتیپ پاسدار حسین سلامی جانشین فرمانده کل سپاه در مراسم شبی با شهدای مهرانشهر که در مصلای جامع شهریار با حضور جمعی از مسئولان کشوری و شهرستان برگزار شد با اشاره به یاد و خاطره شهدای هشت ساله دفاع مقدس اظهار داشت: شهدا نشانه شکوه و عظمت ملت سربلند ایران هستند. وی افزود: شهدا سند ارزنده آبرو و عزت ملت ایران هستند و به تمامی دنیا و جهانیان نشان دادند که اگر ملت ایران برای امام خود اشک می‌ریزد یک وفاداری حقیقی است و با تمام وجود از آن دفاع می‌کند. وی با تاکید بر لزوم دفاع از ممالک اسلامی در مقابل دشمنان و با اشاره به حوادث اخیر غزه و جنایات رژیم جعلی صهیونیستی، خاطرنشان کرد: جنگ غزه آغاز و مقدمه فروپاشی اسرائیل است. جانشین فرمانده کل سپاه ادامه داد: حزب الله لبنان امروز آن چنان قدرتی دارد که می‌تواند تمام شهرهای اسراییل را بدون هیچ توقفی زیر آتش سنگین موشک‌های خود بگیرد و این اقدامات نشأت گرفته از صلابت ملت ایران در مقابل دشمنان است و امروز دیگر دشمنان نمی‌توانند در کیلومترها دورتر بنشینند و بر ملت‌های مسلمان حکم‌رانی کنند. سردار سلامی اظهار کرد: دشمنان قسم خورده ملت ایران در ۳۶ سال گذشته در هر لحظه سناریو و برنامه‌ای جدید برای نابودی ملت ایران در سر می‌پروراند اما به لطف خداوند، هوشیاری ملت ایران و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب تمام آنها نقش بر آب شد. وی با اشاره به نفوذ انقلاب ایران در سایر کشورها و تأثیرگذاری آن بر ملت‌های مسلمان بیان کرد: امروز دشمنی که قصد فتح دنیا را داشت در میان سیم‌های خاردار اطراف خود حبس شده است و این نتیجه اقدامات هوشیارانه مسلمانان جهان بوده است. منبع : http://www.psyop.ir
+ نوشته شده توسط احمد در پنجشنبه نهم مرداد 1393 و ساعت 20:58 |

ایرانی‌ها از ما باهوش‌تر هستند و برای همین نباید آنها را دست کم بگیریم. آنها همان کسانی هستند که پنج هزار سال پیش شطرنج را اختراع کردند.

دیپلماسی ایرانی: ایران و اسرائیل مدتی است که با یکدیگر در جنگ غیر مستقیم به سر می برند. جنگی که شاید در نوع خود بی سابقه باشد. در فضای مجازی و دنیای تجسس دو طرف در یک جنگ تمام عیار علیه یکدیگر به سر می برند. مدت های مدیدی است که هکرهای اسرائیلی علیه فعالیت های هسته ای ایران، سامانه های نفتی و سازمان های دولتی ایران فعال هستند و ایرانی ها نیز درصدد دفع این خصومت و دفاع از خود هستند.

روزنامه الاخبار، چاپ بیروت در این باره می نویسد: مانورها و آمادگی های نظامی ایران و اسرائیل روز به روز در حال افزایش است. هر کدام از دو طرف تلاش می کند تا با رونمایی از امکانات جدید و انجام مانورهای تازه طرف مقابل را شوکه کند که در حال حاضر این درگیری غیر مستقیم به دنیای سایبر نیز رسیده است. در این بخش مسئولان اسرائیلی تلاش می کنند تا امکانات و خبرگی ایرانی ها در ابعاد توانایی های دفاعی و هجومی به خصوص به تاسیسات حساس اسرائیلی را به دقت زیر نظر داشته باشند با این فرض که ایرانی ها توانایی هر کاری را دارند. رئیس بخش دفاع از سامانه های حساس الکترونیکی در شاباک در این باره می گوید که ایرانی ها از ما باهوش تر هستند و برای همین نباید آنها را دست کم بگیریم. آنها همان کسانی هستند که پنج هزار سال پیش شطرنج را اختراع کردند.

الاخبار در ادامه به مصاحبه رونین پرگمن، کارشناس امور امنیتی با روزنامه یدیعوت احرونوت اشاره می کند و می نویسد: حملات شدیدی که ایران به تمامی سامانه های الکترونیکی منتشر شده در سراسر اسرائیل انجام داده است، به گفته مسئولان شعبه سایبری در شاباک نشان از پیشرفته بودن واقعا بالای ایرانی ها در این زمینه است که ویژگی در خور توجهی به آنها می دهد. به گفته کارشناسان علاوه بر صدها هزار حمله سایبری ای که فعالان اسلام گرا در سراسر جهان انجام می دهند، در سه سال اخیر حملات پیشرفته ای صورت گرفتند که در سطح یک کشور است و فراتر از توانایی های یک جریان کوچک فعال اسلامی است، وقتی که این حملات مورد بررسی قرار گرفتند مشخص شد که چه طرفی پشت آنها است، منبع آن حملات ایران بود، آنها توانسته بودند توسط امکانات بالای خود به تاسیسات زیربنایی ما دسترسی یابند، پس از آن که منبع حمله کشف شد ما نیروی ویژه شعبه سایبری را برای این کار بسیج کردیم تا جلوی این حملات را بگیرد و تلاش کردیم که این حملات را خنثی کنیم. آنها واقعا قوی عمل کرده بودند و نیروهای ما نتوانستند آن دفاع لازم را در برابر حملات آنها انجام دهند.

وی درباره پشتیبانی هایی که از این حملات الکترونیکی می شود نیز می گوید: پس از آن که تاسیسات هسته ای ایران مورد حمله الکترونیکی قرار گرفتند، ایران مرکزی را برای هماهنگی های الکترونیک در مراکز سایبری با هدف دفاع از تاسیسات الکترونیک حساس خود راه اندازی کرد، اما هدف مخفیانه دیگری نیز برای خود تعریف کرد که حمله به تاسیسات الکترونیکی طرف های دشمن از جمله آنها بود. در همین چارچوب بود که سه ماه پیش لئون پانه تا، وزیر دفاع ایالات متحده امریکا، ایران را متهم کرد که یک سری حملات منظم الکترونیکی به تاسیسات الکترونیکی بانک های امریکا انجام داده است.

الاخبار در پایان می نویسد: اسرائیل برای حمایت از تاسیسات الکترونیکی اسراتژیک وابسته به نهادهای مالی و بانکی خود فهرستی را تهیه کرده و گفته است که این تاسیسات نیاز به حمایت های سایبری شاباک دارند، به همین منظور نیز قانونی را به کنست، پارلمان اسرائیل فرستاده که در حال حاضر در کمیسیون داخلی و کمیته خارجی و امنیت وابسته به کنست قرار دارد و در دست بررسی است. در همین رابطه شعبه سایبری شاباک به خصوص در زمینه دفاع از سامانه های حساس الکترونیک در این رژیم در حال استخدام مجموعه ای از هکرهای جوان است تا در شبعه مرکزی شاباک که به همین منظور تدارک دیده شده است، به فعالیت بپردازند. هدف از فعالیت آنها تنها خنثی سازی حملات سایبری به تاسیسات الکترونیکی تاسیسات مهم که می توانند وضعیت اسرائیل را مختل کرده و این رژیم را در حالتی از فلج قرار دهند، مانند شرکت های برق، ارتباطات و آب و فاضلاب است. همچنین این شعبه وظیفه دارد که تمامی اطلاعات لازم درباره برخوردهای الکترونیکی و جنگ در دنیای سایبر را جمع آوری کند.



برچسب‌ها: ايران, باهوش, جنگ سايبري
+ نوشته شده توسط احمد در سه شنبه دوازدهم دی 1391 و ساعت 16:51 |
بنا بر اسناد ساواک، شهید مظلوم بهشتی در سال‌های پیش از انقلاب ضمن تمجید از شخصیت حضرت آیت‌ا... خامنه‌ای پیش بینی کرده بود که در آینده ایشان یکی از علمای موجه ملی و با نفوذ کشور خواهند شد.

اشاره

بزرگ ترین نعمت خداوند برای ایران اسلامی در دوران کنونی را باید وجود بابرکت ذریه باکفایت حضرت زهرا (س) ولی فقیه جامع شرایط حضرت آیت ا... خامنه‌ای دانست؛فقیهی بت شکن که باید به امام زمان(عج) به واسطه چنین نائبی تبریک گفت.

مراجع عظام تقلید و عارفان روشن ضمیر، همواره در خط مقدم دفاع از نظام جمهوری اسلامی و ولی فقیه زمان که نائب حضرت ولی‌عصر(عج) می‌باشد قرار دارند. اینان در موقعیت‌های گوناگون بارها در وصف ولایت فقیه و مصداق آن سخنانی راهگشا بیان کرده اند. گزیده‌ای از این بیانات‌‌، هدیه‌ای است تقدیم به همه کسانی که قلبشان به عشق قائم آل محمد(عج) و در پرتو ایشان، به عشق رهبر محبوبمان می‌تپد.

آیت ا... العظمی اراکی(ره):

اعلام می‌دارد انتخاب شایسته جناب عالی به مقام رهبری جمهوری اسلامی ایران مایه دلگرمی و امیدواری ملت قهرمان ایران است.

شهید آیت ا... دکتر بهشتی

-بنا بر اسناد ساواک، شهید مظلوم بهشتی در سال‌های پیش از انقلاب ضمن تمجید از شخصیت حضرت آیت‌ا... خامنه‌ای پیش بینی کرده بود که در آینده ایشان یکی از علمای موجه ملی و با نفوذ کشور خواهند شد.

همچنین در این اسناد آمده است که آیت ا... سید محمد بهشتی در مشهد با حضرت آیت‌ا... خامنه‌ای رابطه بسیار نزدیک داشت و از افکار او بسیار تمجید و تحسین می‌کرد.

-آیت‌ا... دکتر شهید بهشتی، چند ساعت قبل از شهادت‌شان با اشاره به پیامی که حضرت امام به آیت‌ا... ‌خامنه‌ای فرستاده بودند، فرمودند: خوشا به حال آقای خامنه‌ای که ولی امر مسلمین چنین پیامی را برای ایشان فرستاده است و این پیام نه برای دنیای ایشان، بلکه برای آخرت او هم بسیار ارزشمند است و من آرزو دارم با چنین پیامی از ولی امر مسلمین از دنیا بروم.

شهید آیت ا... مطهری(ره)

-گزارش ساواک: مرتضی مطهری ضمن اظهار تأسف از بازداشت[آیت ا...] سیدعلی خامنه‌ای اظهار داشته ما کم تر نمونه ارزنده چون [آیت ا...]خامنه‌ای داریم‌.

-من از اخلاص آقای خامنه‌ای تعجب می‌کنم، ایشان هیچ به دنبال خودنمایی نیست که بخواهد خودش را مطرح کند و خودش را نشان بدهد، (به نقل از همسر شهید مطهری)

حضرت آیت‌ا... سیدکاظم‌حائری

حضرت آیت‌ا... «سیدکاظم حائری»، از مراجع قم، که مقلدان زیادی در عراق دارد، وقتی به دیدار رهبری رفتند، اصرار داشتند دست رهبری را ببوسند اما آقا اجازه ندادند. بعد از آن، آقا به دیدار ایشان رفتند و به گفته حجت‌الاسلام «مروی»، حضرت آیت‌ا... حائری، در تماسی اعلام شرط کردند که اگر ملتزم به این شرط می‌شوید، بازدید آقا را قبول می‌کنم و آن شرط این بود که دست آقا را ببوسد و بالاخره به زور دست آقا را بوسید.

این‌ها، برای کسی که امروز در عراق بعد از آیت‌ا... «سیستانی»، مقلدانش از همه بیش تر است و همه معتقدند آیت‌ا... حائری عصاره فقه و اصول شهید «صدر» هستند، مسایلی ساده و احساسات و هیجان نیست، هر چند خوشبختانه این موقعیت بین همه مراجع به وجود آمده بود.

آیت ا... ملکوتی:

- من از زمانی که حضرت آیت ا... خامنه‌ای رییس جمهور بودند ایشان را درک کردم و متوجه شدم که به تمام معنا لیاقت کامل را برای اداره و مدیریت نظام اسلامی و جمهوری اسلامی ایران داشتند.

-بعد از ارتحال امام راحل، حضرت آیت ا... خامنه‌ای به بهترین شکل ممکن انقلاب اسلامی را اداره کرده اند و این نعمت بسیار بزرگی است که همه باید قدردان آن باشیم.

-علمای قم، مراجع تقلید و آقایان و فضلا بهتر از دیگران به لیاقت و شایستگی و اهلیت مقام معظم رهبری آگاه هستند و ایشان به نحو احسن این نظام را حفظ کرده اند.

همان گونه که حضرت آیت ا... خامنه‌ای در اجتماع مردم قم فرمودند اهل قم اهل فهم و علم هستند و برای حفظ نظام اسلامی باید از رهبر معظم انقلاب اسلامی مراقبت و مواظبت کنند.

-امیدوارم در سایه حمایت و عنایت خداوند تبارک و تعالی و وجود مقام معظم رهبری، این انقلاب اسلامی به ظهور حضرت ولی عصر(عج) متصل شود و خداوند حضرت آیت ا... خامنه‌ای را برای اسلام و انقلاب اسلامی حفظ بفرماید و سایه ایشان را بر سر ما مستدام بدارد.

- بر همه اعم از مراجع و غیر مراجع واجب است که اسلام را حفظ کنند و در حال حاضر حفظ دین اسلام با حفظ کردن حضرت آیت ا... خامنه‌ای میسر است.

آیت الله العظمی بهجت(ره):

- بهتر از ایشان برای رهبری سراغ ندارم.

-حجت الاسلام والمسلمین دکتر مرتضی آقاتهرانی در پاسخ به سوالی در خصوص ارتباط مقام معظم رهبری و آیت ا... العظمی بهجت به نشریه 9 دی گفـته است: ما مشهد بودیم که حاج آقا مصباح برای بیعت با آقا به تهران آمده بودند و از آن جا هم به مشهد آمدند. ما خدمتشان رسیدیم و از وضع و اوضاع پرسیدیم. حاج آقا فرمودند که برای بیعت خدمت آقا رفته بودم ولی خدا را شکر دست خالی نرفتم، چون آیت ا... بهجت یک نامه چهار صفحه‌ای برای حضرت آقا که تازه رهبر شده بودند، نوشتند. شروع نامه هم این بود که بنده انتصاب حضرتعالی را به سمت مقام ولایت و رهبری تبریک عرض می‌کنم. بعد آقا به آیت ا... مصباح فرموده بودند که تا حالا خیلی‌ها از مردم و مسوولان با من بیعت کردند ولی هیچ کدام دلم را آرام نکرد که من در این جایگاه باید باشم یا نه الا این نامه که خیالم را راحت کرد. چون می‌دانم که ایشان اصلا بر مبنایی که دیگران ممکن است بنویسند و حرف بزنند، نمی‌نویسند و صحبت نمی‌کنند.

-چند سال پیش که حضرت آیت ا... خامنه‌ای یک هفته‌ای تشریف آوردند قم، جمعیت زیادی برای استقبال آمده بودند در خیابان‌ها. آیت ا... العظمی بهجت(ره) هم آمدند جزء جمعیت استقبال کنندگان. حالا یک مرجعی در سن حدود نود سال‌! ایشان هم آمدند در جمع استقبال کنندگان. شخصی به ایشان گفت که حاج آقا شما با این سن و سال آمدید وسط این جمعیت استقبال کنندگان ؟ آیت ا... العظمی بهجت فرمودند‌: " اگر مردم می‌دانستند که استقبال این سید چقدر ثواب دارد هیچ کس در خانه نمی‌نشست‌".

-فرزند آیت ا... العظمی بهجت با اشاره به همزمانی روزهای پایانی عمر پدر بزرگوارشان با سفر رهبر انقلاب به استان کردستان، در بیان حالت روحی ایشان، به حساسیت این مرجع تقلید نسبت به سلامت رهبری اشاره می‌کند و می‌گوید: این موضوع سبب شد تا معظم له برای سلامتی رهبر انقلاب چندین ختم ویژه صلوات و ذکر را گرفتند و مداومت بر این ختم‌ها که برای سلامتی رهبر انقلاب بوده است تا آخرین ساعت عمر حضرت آیت ا... بهجت ادامه داشته است. برخی نیز از پیش بینی رهبری آقا چند سال پیش از رهبری توسط ایشان خبر داده اند.

- در یکی از موارد که فردی می‌خواست از آقا گله کند حضرت آیت‌ا... بهجت با اعتراض فرمودند: آیا شما بهتر از ایشان سراغ دارید؟! من که بهتر از ایشان سراغ ندارم.

منبع : هفته نامه پرتو سخن


برچسب‌ها: رهبر انقلاب
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احمد در شنبه بیست و ششم فروردین 1391 و ساعت 7:42 |

  مقدمه                                                                                                                               

تاریخ همیشه شاهد مقابله ی بین جبهه ی حق و باطل بوده و این جنگ در هر دوره و زمان شکلی متناسب با آن دوره به خود گرفته و هر یک از طرفین سعی در حفظ ارزشهای خود و یا تلاش برای نابودی ارزشهای طرف مقابل داشته اند. در حال حاضر که مناسبات سیاسی و فرهنگی در جهان امکان جنگ مستقیم را به حکومت ها نمی دهد آنها تلاش می کنند با روشی که در حال حاضر به جنگ نرم معروف شده است اهداف خود را عملی کنند.

دوره ی معاصر زمان جنگ نرم و تقابل بی صدای بین طرفین است. مانند آنکه با اسلحه هایی که به جای گلوله محتوی اندیشه هستند به مغز یکدیگر شلیک کنیم. در این تقابل برنده کسی است که بتواند از روشهای بهتر به نحو درست تری استفاده کند. البته این روش ها هم تابع قوانین و مقرراتی است که فرد بر اساس باورها و اعتقادات الهی به آنها گردن نهاده است زیرا کسی که به ذات الهی ایمان نداشته باشد از هیچ عمل زشتی فروگذار نمی کند.

ما به عنوان مسلمان باید بر اساس آموزه های دین و سیره ی پیامبر و امامان با این موضوع مواجه شده و مقابله کنیم و نکته ی مهم در این زمینه در ابتدا شناختن درست دوست و بعد شناخت دشمن است، چرا که در ابتدا باید خودی را از غیر خودی شناخت بعد به مقابله پرداخت.

خداوند قرآن را به‌عنوان راه هدایت معرفی کرده و بیان می دارد که هدایت برای متقین است و می‌فرماید: این است همان کتابی که در آن هیچ شکی نیست. پرهیزکاران را راهنماست.

«کافران اهل کتاب، و (همچنین) مشرکان، دوست ندارند که از سوى خداوند، خیر و برکتى بر شما نازل گردد.»

قرآن کریم می فرماید: شما به سمت کمال و پیشرفت گام بردارید و به همین دلیل به مقابله با شما می پردازند. باز دارندگی نوع بشر از مسیر هدایت و کمال با مه آلود کردن فضا و به تصویر کشاندن راه درست به راه غلط همان جنگ نرمی است که همواره باطل در برابر جریان حق دنبال کرده و می کند.

البته در حال حاضر در کشورهای غربی که ادعای حقوق بشر و آزادی های برابر را دارند و در شبکه ها و ماهواره های خود خود را مهد تمدن و آزادی معرفی می کنند و ذهن جوانان و مردم کشورهای جهان سوم را شستشو می دهند در راستای اهداف شوم خود این انحطاط تا آنجا پیش رفته که به صورت قانونی و. در برابر دوربین های تلویزیون ها روسری از سر دانشجویان مسلمان می کشند و انها را صرفا به جرم مسلمان و باحجاب بودن در کشورهایی که خود را مهد آزادی فکر و اندیشه می دانند از تحصیل محروم کرده و به زندان می فرستند تا به سرکوب اسلام و مسلمانان در کشور خود بپردازند.

در حالی که بعضی مردم کشورهای جهان سوم که تحت تاثیر برنامه های منحط شبکه های غربی قرار گرفتند به گفته ی قرآن مثل افراد چشم و گوش بسته ای شده اند که شیطان و حکومت های استکباری آنها را مثل بز اخفش به دنبال خود می کشند و از این افراد به عنوان برده ی سیاست های خود استفاده می کنند.

دشمنان اسلام صریحا اعلام می کنند ما با جمهوری اسلامی، مبارزه سیاسی نخواهیم کرد، بلکه کار ما صرفاً فرهنگینه و اصولاً استراتژی جدید ما مبارزه فرهنگی است. ما باید بینش و فرهنگ مردم را عوض کنیم تا جمهوری اسلامی ساقط شود *. از این روی پس از جنگ تحمیلی به ساماندهی یک حرکت تهاجمی فرهنگی، علیه نظام اسلامی پرداختند. سرگرم بودن دولت سازندگی به بازسازی ویرانه های وسیع ناشی از جنگ تحمیلی و غفلت از مقوله فرهنگ دینی و اسلامی نیز، بستر مناسبی را برای این حرکت خطرناک فراهم کرد. تفکر تکنوکراتی و فن سالاری در این دوره،

* (شجاع الدین شفا، نویسنده ضد انقلاب در خارج از کشور، کتاب هویت ص ۱۹)

جایگزین تفکر مبتنی بر زهد، اخلاص، پارسایی، ایثار، پرکاری و کم توقعی گردید و لیبرالیسم فرهنگی نیز در سایه این غفلت مجدداً جان گرفت و حرکت خزنده خود را به سوی بنیان های فرهنگی و عقیدتی مردم آغاز کرد.

تعریف جنگ نرم

جنگ نرم مقابله و تلاشی است از طرف نیروهای شیطان و استبداد برای به نابودی و مظلت کشاندن و برگرداندن مسلمانان از راه نجات، چنان که شیطان وعده ی آن را داده است.

این مقابله عموماً در عرصه‌های گوناگون فرهنگی اجتماعی سیاسی اتفاق می افتد و ابزار کاربردی آن ناتوی فرهنگی است که در قالب ابزارهای دیپلماسی عمومی و روانی و رسانه‌ای عمل می کند. هدف آن تضعیف ثبات و امنیت اجتماعی، فرهنگی بوده و دوره آن بلند مدت است؛ از این‌رو می‌توان تهدید یا براندازی نرم را تلاش دشمن جهت تسلط کامل در ابعاد گوناگون بر یک جامعه دانست که این تسلط با زدودن الگوهای رفتاری و هنجارهای ارزشی جامعه مورد تهاجم و جایگزینی الگوها و ارزشهای جامعه مهاجم محقق می‌گردد. در این نوع تهدید و جنگ، کشور مهاجم بدون خونریزی و با طی کردن پروسه زمانی آرام و بدون نیاز به نیروهای نظامی بلکه با استفاده از استحاله فکری و فرهنگی یک جامعه، سلطه همه جانبه خود را بر آن جامعه تحمیل کرده و با روش نرم افزاری حساب شده آنان را مطیع خود می گرداند، در یک کلام می‌توان جنگ نرم را اینگونه تعریف نمود: «اجرای برنامه ای حساب شده، مسالمت آمیز و دراز مدت برای نفوذ در ارکان سیاسی/اجتماعی یک نظام به منظور تغییر سیستم سیاسی یک کشور با ایجاد تغییر و تحول اساسی در باورهای اساسی و اصلی آن»

ابزار و اهداف جنگ نرم

با توجه به تعریفی که از جنگ نرم صورت پذیرفت می توان ابزارهای این جنگ را بسیار ساده و کم هزینه دانست که این سادگی در عین حال بسیار پیچیده و کاربردی تر از جنگ سخت است چرا که نیاز به لشگرکشی و مقاومت های فیزیکی ندارد، بلکه با تصرف فکر، اندیشه و اراده یک جامعه و نفوذ آرام در لایه های فکری آن جامعه صورت می‌پذیرد. به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی: «جنگ نرم یعنی جنگ بوسیله ابزارهای فرهنگی به وسیله نفوذ به وسیله دروغ به وسیله شایع پراکنی با ابزارهای پیشرفته ای که امروز وجود دارد ابزارهای ارتباطی که ۱۰ سال قبل و ۱۵ سال قبل و ۳۰ سال قبل نبود امروز گشترش پیدا کرده جنگ نرم یعنی ایجاد تردید در دل‌ها و ذهن‌های مردم»ابزارهای گوناگونی جهت اجرای این تهدید وجود دارد که شامل: ابزارهای تبلیغات، رسانه، احزاب، شبهه پراکنی، تریبون های آزاد، جوسازی روانی، شایعه سازی و…. از جمله این ابزار است و هدف فتح سنگرهای فکری و عقیدتی یک جامعه است: «در جنگ نظامی دشمن به سراغ سنگرهای مرزی ما می‌آید مراکز مرزی ما را سعی می‌کند منهدم کند تا بتواند در مرز نفوذ کند در جنگ روانی و آنچه که امروز به آن جنگ نرم گفته می‌شود دشمن به سراغ سنگرهای معنوی می‌آید که آنها را منهدم کند»

ویژ‍گی های جنگ نرم

۱٫ ماهیت این تهدید آرام، تدریجی و نرم افزارانه است.

۲٫ در این تهدید اعتقادات باورها و الگوهای رفتاری یک ملت دستخوش تغییر و تحول قرار میگیرد.

۳٫ در زمینه ی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است

۴٫ مدت و پروسه آن طولانی مدت است

۵٫ فاصله انداختن بین رهبران جامعه و مردم

۶٫ به وسیله ی نیروهای داخلی دشمن و با ساپورت خارجی انجام میشود

۷٫ بین طبقات مختلف فاصله می اندازد

۸٫ بین گروه ها و عقاید و عقلیت ها با اکثریت تفرقه می اندازد


برچسب‌ها: جنگ نرم, قدرت نرم, تهديد نرم, جنگ رواني
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احمد در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390 و ساعت 13:12 |
  نویسنده : دکتر نجف محمودی

تعریف جنگ نرم
مفهوم جنگ نرم (Soft Warfare) در مقابل جنگ سخت (Warfare Hard) است و تعریف واحدی که مورد پذیرش همگان باشد ندارد.
« جان کالینز » تئوریسین دانشگاه ملی جنگ آمریکا، جنگ نرم را عبارت از “استفاده طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن، برای نفوذ در مختصات فکری دشمن با توسل به شیوه هایی که موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی مجری می شود”، می داند.
ارتش ایالات متحده آمریکا در آیین رزمی خود آن را بدین صورت تعریف نموده است: “جنگ نرم، استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و دیگر اعمالی است که منظور اصلی آن تاثیرگذاری بر عقاید، احساسات، تمایلات و رفتار دشمن، گروه بی طرف و یا گروههای دوست است به نحوی که برای برآوردن مقاصد و اهداف ملی پشتیبان باشد”.با عنایت به تعاریف فوق، معروفترین تعریف را به جوزف نای، پژوهشگر برجسته آمریکایی در حوزه “قدرت نرم” نسبت می دهند. وی در سال۱۹۹۰ میلادی در مجله “سیاست خارجی” شماره ۸۰ ، قدرت نرم را “توانایی شکل دهی ترجیحات دیگران” تعریف کرد. تعریفی که قبل از وی «پروفسور حمید مولانا» در سال۱۹۸۶ در کتاب “اطلاعات و ارتباطات جهانی؛ مرزهای نو در روابط بین الملل” به آن اشاره کرده بود. با این وجود مهمترین کتاب در حوزه جنگ نرم را جوزف نای در سال۲۰۰۴ ، تحت عنوان “قدرت نرم؛ ابزاری برای موفقیت در سیاست جهانی” منتشر نمود.
بنابراین جنگ نرم را می توان هرگونه اقدام نرم، روانی و تبلیغات رسانه ای که جامعه هدف را نشانه گرفته و بدون درگیری و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شکست وا می دارد. جنگ روانی، جنگ سفید، جنگ رسانه ای، عملیات روانی، براندازی نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملی، انقلاب رنگی و… از اشکال جنگ نرم است .
به عبارت دیگر جنگ نرم مترادف اصطلاحات بسیاری در علوم سیاسی و نظامی می باشد. در علوم نظامی از واژه هایی مانند جنگ روانی یا عملیات روانی استفاده می شود و در علوم سیاسی می توان به واژه هایی چون براندازی نرم، تهدید نرم، انقلاب مخملین و اخیراً به واژه انقلاب رنگین اشاره کرد.در تمامی اصطلاحات بالا هدف مشترک تحمیل اراده گروهی بر گروه دیگر بدون استفاده از راه های نظامی است.
در یک تعریف کامل تر می توان گفت، جنگ نرم یک اقدام پیچیده و پنهان متشکل از عملیات های سیاسی، فرهنگی و اطلاعاتی توسط قدرت های بزرگ جهان برای ایجاد تغییرات دلخواه و مطلوب در کشورهای هدف است.
البته تعاریف دیگری نیز از جنگ نرم بعمل آمده که جهت مزید آگاهی ایفاد می گردد:
۱-    جنگ تغییر باورها، استحاله عقاید و جابجایی دیدگاهها با نگاههای رسانه های استکباریست!!
۲-    جنگ مغزهاست، نه مرزها! جنگ دیدگاههاست، نه قرارگاهها!
۳-    جنگ تقدس زدایی از ارزشها و شبهه افکنی در اذهان است!
۴-    جنگ تغییر گروههای مرجع و شکل دهی تضادهای جدید اجتماعی است!
۵-    جنگ تخریب اعتمادهای موجود به ارکان و مسئولان حاکمیت در ابعاد مشروعیت و کارآمدی!
۶-    جنگ تغییر و جابجایی مفاهیم زشت و زیبا در فرهنگ جامعه و آسان سازی ترویج انحرافات!
۷-    جنگ هنجارشکنانه، ترویج نافرمانیهای مدنی و تکمیل حلقه مقاومت جامعه در برابر حاکمیت!
۸-    جنگ تغییر ذائقه ها و شکاف بخشی کاذب فرهنگی بین نسلها!
۹-    جنگ توسعه مکاتب کاذب اجتماعی، عرفانی، اقتصادی و غیره!

۱۰-جنگ ساماندهی جدید نیروهای اجتماعی در قالب N.G.O و بهره برداری سیاسی از آنها!
پیشینه تاریخی جنگ نرم
نگاهی به گذشته‌ی جنگ نرم نشان می‌دهد که در طول تاریخ بشر، از همان ابتدا که جنگ سخت آغاز شد، عملیات روانی یا جنگ نرم نیز صورت می‌گرفته تا از شورش‌هایی که در مناطق تسخیر شده به‌وجود می‌آمده، جلوگیری شود. زمانی که چنگیزخان قصد حمله به منطقه‌ای را داشت، موجی از هراس در آن کشور پخش می‌شد.
تجاری که از مناطق تحت کنترل چنگیزخان می‌آمدند، برای دیگران تعریف می‌کردند که او چگونه با مردم برخورد می‌کند و کشتارها به چه صورت است و اگر شخصی مقاومت کند، نابود می‌شود. بدین ترتیب پیش از ورود چنگیزخان به هر منطقه، روحیه‌ی مردم شکسته شده بود.
رومیان و یا اسکندر از مناطقی که در جنگ‌ها عبور می‌کردند، خودها و زره‌های بزرگی را که چند برابر انسان معمولی بود طراحی کرده و آن‌ها را عمداً در مسیر جا می‌گذاشتند تا لشکریان مقابل، تصور کنند سربازان آن‌ها غول پیکرند و عملاً روحیه‌ی مقامت طرف مقابل را تحت تأثیر قرار داده و وحشت را گسترش می‌دادند. بنابراین هر حرکتی که روحیه‌ی یک ملت را هدف گیرد، عملیات و جنگ نرم و نوعی اعمال قدرت نرم است.
. اولین کسی که روی این مسئله کا رکرده است، «سان تزو» است که در کتاب «هنر جنگ» نکته ای را مطرح می کند و می گوید: «می شود جنگید، اما مهم ترین کار این است که شما در یک نبرد بدون جنگ، پیروزی را به دست بیاورید!» چیزی که او مد نظر قرارداده، همان عملیات روانی و جنگ نرم است. باید به استراتژی های رقیب و روحیه او حمله کرد؛ به گونه ای که آنها بپذیرند که شکست خواهند خورد. اگر کسی در ذهنش بپذیرد که شکست می خورد، حتما در دنیای واقع نیز شکست خواهد خورد. زیرا آنچه فرد را به مقاومت تشویق می کند، روحیه است.
از سوی دیگر، هزینه‌ی جنگ نرم بسیار کم‌تر از جنگ سخت است. به معاویه می‌گفتند: چرا این‌همه پول برای خرید افراد و تبلیغات خرج می‌کنی؟ یکی از پاسخ‌های معاویه این بود که هزینه‌ی جنگ، بسیار بیشتر از این است. بنابراین معاویه نیز به گونه‌ای عملیات نرم انجام می‌داد اما امروزه به شکل علمی به این قضیه پرداخته می‌شود.
اهداف جنگ نرم:
اهداف جنگ نرم می تواند به اهدافی که بانی راه اندازی جنگ نرم آن را دنبال می کند، نیز وابسته باشد. این اهداف را می توان به چند شیوه تقسیم بندی کرد. در یک شیوه می توان آن را به اهداف بلند مدت و اهداف میان مدت تقسیم بندی کرد.
از زاویه ای دیگر، می توان اهداف را به مقاصد استراتژیک و مقاصد تاکتیکی، تقسیم کرد که البته شرح هر کدام از آنها و یافتن مصادیق شان فرصت و مجال دیگری می طلبد و از حوصله بحث خارج است.
به هر روی، با توجه به ماهیت اصلی جنگ نرم می توان تا حدودی به نرخی از مهمترین اهداف آن اشاره کرد:
۱-    استحاله فرهنگی در جهت تأثیرگذاری شدید بر افکار عمومی جامعه مورد هدف با ابزار خبر و
۲-    اطلاع رسانی هدفمند و کنترل شده که نظام سلطه همواره از این روش برای پیشبرد اهداف خود سود جسته است.
۳-    استحاله سیاسی به منظور ناکارآمد جلوه دادن نظام مورد هدف و تخریب و سیاه نمایی ارکان آن نظام.
۴-    ایجاد رعب و وحشت از مسائلی همچون فقر، جنگ یا قدرت خارجی سرکوبگر و پس از آن دعوت به تسلیم از راه پخش شایعات و دامن زدن به آن برای ایجاد جو بی اعتمادی و ناامنی روانی.
۵-    اختلاف افکنی در صفوف مردم و برانگیختن اختلاف میان مقام های نظامی و سیاسی کشور مورد نظر در راستای تجزیه سیاسی کشور.
۶-    ترویج روحیه یاس و ناامیدی به جای نشاط اجتماعی و احساس بالندگی از پیشرفت های کشور.
۷-    بی تفاوت کردن نسل جوان به مسائل مهم کشور.
۸-     کاهش روحیه و کارآیی در میان نظامیان و ایجاد اختلاف میان شاخه های مختلف نظامی و امنیتی.
۹-    ایجاد اختلاف در سامانه های کنترلی و ارتباطی کشور هدف.
۱۰-    تبلیغات سیاه (با هدف براندازی و آشوب) به وسیله شایعه پراکنی، پخش تصاویر مستهجن، جوسازی از راه پخش شب نامه ها و…
۱۱-    تقویت نارضایتی های ملت به دلیل مسائل مذهبی، قومی، سیاسی و اجتماعی نسبت به دولت خود به طوری که در مواقع حساس این نارضایتی ها زمینه تجزیه کشور را فراهم کند.
۱۲-    تلاش برای بحرانی و حاد نشان دادن اوضاع کشور از راه ارائه اخبار نادرست و نیز تحلیل های نادرست و اغراق آمیز

تاکتیک های جنگ نرم
۱-  برچسب زدن
بر اساس این تاکتیک، رسانه ها، واژه های مختلف را به صفات مثبت و منفی تبدیل کرده و آنها را به آحاد یا نهادهای مختلف نسبت می دهند
۲-  تلطیف و تنویر
از تلطیف و تنویر (مرتبط ساختن چیزی با کلمه ای پر فضیلت) استفاده می شود تا چیزی را بدون بررسی شواهد بپذیریم و تصدیق کنیم.
۳-  انتقال
انتقال یعنی اینکه اقتدار، حرمت و منزلت امری مورد احترام به چیزی دیگر برای قابل قبول تر کردن آن منتقل شود.
۴- تصدیق
تصدیق یعنی اینکه شخصی که مورد احترام یا منفور است بگوید فکر، برنامه یا محصول یا شخص معینی خوب یا بد است. تصدیق فنی رایج در تبلیغ، مبارزات سیاسی و انتخاباتی است.
۵- شایعه
شایعه در فضایی تولید می شود که امکان دسترسی به اخبار و اطلاعات موثق امکان پذیر نباشد.
۶- کلی گویی
« محتوای واقعی بسیاری از مفاهیمـی که از سـوی رسانه های غربی مصادره و در جامعه منتشر می شود، مورد کنکاش قرار نمی گیرد. تولیدات رسانه های غربی در دو حوزه سیاست داخلی و خارجی، مملو از مفاهیمی مانند جهانی شدن، دموکراسی، آزادی، حقوق بشر و… است. اینها مفاهیمی هستند که بدون تعریف و توجیه مشخص، در جهت اقناع مخاطبان در زمینه ای مشخص بکار گرفته می شوند»
۷- دروغ بزرگ
این تاکتیک قدیمی که هنوز هم مورد استفاده فراوان است، عمدتاً برای مرعوب کردن و فریب ذهن حریف مورد استفاده قرار می گیرد.
۸- پاره حقیقت گویی
گاهی خبر یا سخنی مطرح می شود که از نظر منبع، محتوای پیام، مجموعه ای به هم پیوسته و مرتب است که اگر بخشی از آن نقل و بخشی نقل نشود، جهت و نتیجه پیام منحرف خواهد شد.
۹- انسانیت زدایی و اهریمن سازی
یکی از موثرترین شیوه های توجیه حمله به دشمن به هنگام جنگ (نرم و یا سخت)، «انسانیت زدایی» است. چه اینکه وقتی حریف از مرتبه انسانی خویش تنزیل یافت و در قامت اهریمنی در ذهن مخاطب ظاهر شد، می توان اقدامات خشونت آمیز علیه این دیو و اهریمن را توجیه کرد.
۱۰- ارائه پیشگویی های فاجعه آمیز
در این تاکتیک با استفاده از آمارهای ساختگی و سایر شیوه های جنگ روانی (از جمله کلی گویی، پاره حقیقت گویی، اهریمن سازی و…) به ارائه پیشگویی های مصیبت بار می پردازند که بتوانند حساسیت مخاطب را نسبت به آن افزایش داده و بر اساس میل و هدف خویش افکار وی را هدایت نمایند.
۱۱- قطره چکانی
در تاکتیک قطره چکانی، اطلاعات و اخبار در زمان های گوناگون و به تعداد بسیار کم و به صورتی سریالی ولی نا منظم در اختیار مخاطب قرار می گیرد تا مخاطب نسبت به پیام مربوطه حساس شده و در طول یک بازه زمانی آن را پذیرا باشد.
۱۲- حذف (سانسور)
در این تاکتیک سعی می شود فضایی مناسب برای سایر تاکتیک های جنگ نرم به ویژه شایعه خلق شود تا زمینه نفوذ آن افزایش یابد. در این تاکتیک با حذف بخشی از خبر و نشر بخشی دیگر به ایجاد سوال و مهمتر از آن ابهام می پردازند و بدین ترتیب زمینه تولید شایعات گوناگون خلق می شود.
۱۳- جاذبه های جنسی
استفاده از نمادهای اروتیکال از تاکتیک های مهم مورد استفاده رسانه های غربی است به طوری که می توان گفت اکثر قریب به اتفاق برنامه های رسانه های غربی از این جاذبه در جهت جذب مخاطبان خویش به ویژه جوانان که فعالترین بخش جامعه هستند، بهره می گیرند.
۱۴- ماساژ پیام
در ماساژ پیام، از انواع تاکتیک های گوناگون (حذف، کلی گویی، پاره حقیقت گویی، زمان بندی، قطره چکانی و…) جنگ نرم استفاده می شود تا پیام بر اساس اهداف تعیین شده شکل گرفته و بتواند تصویر مورد انتظار را در ذهن مخاطب ایجاد کند. در واقع در این متد، پیام با انواع تاکتیک ها ماساژ داده می شود که از آن مفهوم و مقصودی خاص برآید.
۱۵- ایجاد تفرقه و تضاد
ازجمله اموری که در فرآیند جنگ نرم مورد توجه واقع می شود، تضعیف از طریق تزریق تفرقه در جامعه هواداران و حامیان حریف است. ایجاد و القاء وجود تضاد و تفرقه در جبهه رقیب باعث عدم انسجام و یکپارچگی شده و رقیب را مشغول مشکلات درونی جامعه حامیان خود می کند و از این طریق از اقتدار و انرژی آن کاسته و قدرتش فرسوده شود.
۱۶- ترور شخصیت
در جنگ نرم بر خلاف جنگ سخت، ترور فیزیکی جای خود را به ترور شخصیت داده است. در زمانی که نمی توان و یا نباید فردی مورد ترور فیزیکی قرار گیرد با استفاده از نظام رسانه ای و انواع تاکتیک ها از جمله بزرگ نمایی، انسانیت زدایی و اهریمن سازی، پاره حقیقت گویی و… وی را ترور شخصیت می کنند و از این طریق باعث افزایش نفرت عمومی و کاهش محبوبیت وی می شوند.
دشمنان انقلاب و نظام اسلامی با استفاده از این تاکتیک و بهره گیری از ابزار طنز، کاریکاتور، شعر، کلیپ های کوتاه و… که عموماً از طریق اینترنت و تلفن همراه، پخش می شود به ترور شخصیت برخی افراد سیاسی و فرهنگی موجه و معتبر در نزد مردم می پردازند.
۱۷- تکرار
برای زنده نگه داشتن اثر یک پیام با تکرار زمان بندی شده، سعی می کنند این موضوع تا زمانی که مورد نیاز هست زنده بماند. در این روش با تکرار پیام، سعی در القای مقصودی معین و جا انداختن پیامی در ذهن مخاطب دارند
۱۸- توسل به ترس و ایجاد رعب
در این تاکتیک از حربه تهدید و ایجاد رعب و وحشت میان نیروهای دشمن، به منظور تضعیف روحیه و سست کردن اراده آنها استفاده می شود. متخصصان جنگ نرم، ضمن تهدید و ترساندن مخاطبان به طرق مختلف به آنان چنین القاء می کنند که خطرات و صدمه های احتمالی و حتی فراوانی بر سر راه آنان ممکن کرده است و از این طریق، آینده ای مبهم و توام با مشکلات و مصائب برای افراد ترسیم می کنند.
۱۹- مبالغه
مبالغه یکی از روشهایی است که با اغراق کردن و بزرگ نمایی یک موضوع، سعی در اثبات یک واقعیت دارد. کارشناسان جنگ روانی، از این فن در مواقع و وقایع خاص استفاده می کنند.
غربی ها همواره با انعکاس مبالغه آمیز دستاوردهای تکنولوژیک خود و اغراق در ناکامی های کشورهای جهان اسلام سعی در تضعیف روحیه مسلمانان در تقابل با تمدن غربی دارند.
۲۰- مغالطه
مغالطه شامل گزینش و استفاده از اظهارات درست یا نادرست، مشروح یا مغشوش و منطقی یا غیرمنطقی است، به این منظور که بهترین یا بدترین مورد ممکن را برای یک فکر، برنامه، شخص یا محصول ارائه داد.
متخصصین جنگ نرم، مغالطه را با «تحریف» یکسان می دانند. این روش، انتخاب استدلال ها یا شواهدی است که یک نظر را تایید می کند و چشم پوشی از استدلال ها یا شواهدی که آن نظر را تائید نمی کند
برخی از اصول و روش های مقابله با جنگ نرم دشمن عبارتند از:

١- تبدیل جنگ نرم دشمن به فرصتی برای افزایش قدرت نرم
هر ملتی و کشوری دارای منابع قدرت نرم است که شناسایی و تقویت و سازماندهی آن ها می تواند براساس یک طرح جامع تبدیل به یک فرصت و هجوم به دشمنان طراح جنگ نرم شود.
به عنوان مثال، منابع قدرت نرم در ایران را می توانیم «ایدئولوژی اسلامی»، «قدرت نفوذ رهبری»، «حماسه آفرینی ها» و «درجه بالای وفاداری ملت به حکومت» بدانیم که در راهپیمایی ده ها میلیونی در ٢٢ بهمن امسال در سراسر کشور، برای طراحان جنگ نرم پیامی روشن داشت.
همچنین از منابع قدرت نرم ملت ایران می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- در اختیار داشتن افراد دانشمند، خلاق و باهوش؛
- داشتن تحصیل کردگان زیاد؛
- تراز بالای دانایی و نرخ سواد دانشگاهی؛
- اراده و عزم ملی برای پیشرفت و آبادانی کشور؛
- وجود اقشار مختلف با انگیزه و دارای شوق که از روحیه ملی و حماسی برخوردارند.

٢- خلع سلاح روانی اپوزیسیون
اپوزیسیون همواره در پی آن است تا با شعارهای جذاب و وعده بهبود شرایط زندگی، توده مردم را جذب کند.
چنان چه نظام حاکم چنین شرایطی را بر شهروندانش فراهم سازد، زمینه جذب مردم توسط اپوزیسیون را از میان برداشته و جنگ روانی دشمن
خنثی می شود.

٣- گسترش دامنه و شمول فعالیت های فرهنگی و افزایش محصولات فرهنگی تأثیرگذار بر جامعه و جوانان
نبرد فرهنگی را با نبرد فرهنگی می شود پاسخ داد.
از سوی دیگر، یکی از عرصه های جهاد که امروز همه نخبگان فکری، هنرمندان، روشنفکران و بسیجیان بایستی وارد آن شوند، عرصه جهاد و مقابله با افکار و فرهنگ غلط انحرافی است.

۴- استفاده از دیپلماسی عمومی
یکی از منابع قدرت نرم و نیرومند هر کشوری استفاده از دیپلماسی عمومی در صحنه بین المللی است. به همین سبب، اگر دولتی مقتدر از مؤلفه ها و عناصر دیپلماسی عمومی به درستی و به موقع توسط دیپلمات های زبده، آگاه به تغییر و تحولات جهانی استفاده کند، قدرت نرم را تقویت کرده و از سوی دیگر بر توانایی خود جهت مقابله با جنگ نرم می افزاید. برعکس، اگر در چندین کشور جهان فاقد سفیر باشد، از این ابزار قدرت نرم غفلت ورزیده است.

۵- استفاده از راهبردهای ویژه در مورد اقوام و اقلیت ها
اقلیت های جامعه اغلب به سبب داشتن احساس نابرابری، مستعد مخالفت ورزی علیه نظام حاکم هستند و دشمنان فرامنطقه ای یکی از میدان های فعالیت خود را در کشورهایی که دارای تنوع قومیت هاست، قرار می دهند.
اما زمانی که نظام مستقر با انجام راهبردهای مناسب در مناطق محروم و دور از مرکز و اختصاص بودجه های لازم در قالب طرح های توسعه همه جانبه خصوصا طرح های اشتغال زا و به کارگیری مدیریت های توانمند در این مناطق و با روحیه جهادی و بسیجی مشغول خدمت به مردم شدند، می توانند آن احساس را کم کنند یا از میان بردارند.

۶- عملیات روانی متقابل
در مقابله با جنگ نرم نبایستی منفعلانه عمل کرد. عاملان تهدید نرم از انواع تبلیغات، فنون مجاب سازی روش های نفوذ اجتماعی و عملیات روانی به منزله روش های تغییر نگرش ها، باورها و ارزش های جامعه هدف استفاده می کنند. انجام تبلیغات هوشمندانه، سریع با قدرت منطق و اندیشه و احاطه ذهنی بر مخاطبان جنگ نرم می تواند یکی از روش های مقابله باشد.

http://ofoghnews.ir
+ نوشته شده توسط احمد در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 و ساعت 17:47 |
علی‌رغم اعتراض جوانان و متفکرین غربی به سوء استفاده ابزاری از زنان در جشنواره سالانه دختر شایسته سال و بایکوت آن از سوی تمامی شبکه‌های موجود در انگلستان، شبکه "من و تو" تنها شبکه این کشور بود که این برنامه را به صورت زنده پوشش داد.به گزارش گرداب، شبکه تلویزیونی "من و تو" که از ۶ آبان ۱۳۸۹ آغاز به کار کرده، یکی از شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی زبان است که این روزها کانون گرم خانواده‌ها و چهارچوب اعتقادی مردم ایران را نشانه رفته است.

این شبکه ماهواره‌ای پا را تا آنجا از مرزهای اصول اخلاقی جاری و ساری در فرهنگ نجیب ایرانی فراتر می‌گذارد که از سوی شبکه‌های ماهواره‌ای‌ فارسی زبان آن سوی آب که خود همواره مورد انتقاد بوده‌اند، نیز محکوم می‌شود.

اخیرا نیز شبکه "من و تو"، به عنوان تنها شبکه تلویزیونی در انگلستان که جشنواره سالانه "زن شایسته سال" را به صورت زنده پوشش داد، مورد انتقاد جوانان و متفکران این کشور قرار گرفته است.

این شبکه با پافشاری تمام بر مواضع و اهداف خود، حتی برای ظاهرسازی نیز حاضر نشد با جمع معترضان به سوءاستفاده ابزاری از زنان در این جشنواره همراه شود و به دور از زیرکی اولیه‌اش در انتخاب نام "من و تو" برای خود که در راستای جذب هرچه بیشتر مخاطبان ایرانی انجام شد، به نظر می‌رسد این‌بار همچون بسیاری موارد دیگر ناخواسته چهره پلید خود را از زیر نقاب زیبایش بیرون انداخته و در معرض دید مخاطبان فهیم قرار داده است.

این شبکه با برنامه‌های پر زرق و برق خود چون "ماهی انگلر" با شاخک‌های نورانی‌اش طعمه را به کام مرگ می کشد.

در ادامه مطلب به بررسی برخی از برنامه‌های این شبکه و اهداف پنهانی آن می‌پردازیم:



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احمد در یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 و ساعت 17:38 |

پایگاه اینترنتی مؤسسه تحقیقاتی هریتیج گزارشی به قلم جیمز.جی.کارافانو (James jay carafano ) پژوهشگر ارشد مطالعات امنیت ملی موسسه تحقیقاتی هریتیج امریکا که دارای 25 سال سابقه خدمت در ارتش امریکا تا درجه سرهنگ دومی است، منتشر کرد که به نقش شبکه‌های اجتماعی و اینترنتی در حوادث پس از انتخابات ایران اختصاص دارد.

در ابتدای این پژوهش که با عنوان "آشوب آفرینی توییتر" آغاز می‌شود، به نقل از "جیم فیلیپس، کارشناس خاورمیانه بنیاد هریتیج ادعا شده است: «انتخابات ایران یک همه پرسی درباره ریاست جمهوری غرق در مشکلات احمدی نژاد بود؛ ریاست جمهوری که نارضایتی اقتصادی، انزوای بین المللی و محدودیت در زمینه آزادی فردی را به دنبال آورده بود.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احمد در دوشنبه بیست و سوم آبان 1390 و ساعت 17:38 |
بسمه تعالی
نویسنده: حمید نیکرو
(بخش اول)
مقدمه
دنیاطلبان ظالم در طول تاریخ برای کسب منافع نا مشروع خود و برای رسیدن به اهداف از روش ها و اقدامات مختلفی استفاده می کنند که در ادبیات سیاسی کنونی از آنها به عنوان طیف تهدیدات یاجنگ؛ سخت، نیمه سخت ونرم یاد می شود . در هر دوره ای متناسب با اوضاع جامعه هدف و شرایط حاکم بر مخطبین نوع تهدید یا جنگ اعمال شده تا به منافع خود که یقینا تضییع حقوق تعداد زیادی از مردم خواهد بود برسند. حال جنگ سخت از حیث اجرا دقیقا در مقابل جنگ نرم قرار دارد. نظام های سلطه گر هر کدام از جنگ ها که برایشان راحت تر بوده و آنها را به هدفشان می رساند را اتخاذ می نمایند. سلطه گران به دلیل خوی درندگی و استکباری معمولا گرایش به سوی اعمال قدرت از طریق فیزیکی دارند تا در سایه جنگ و سرکوب قدرت خود را به رخ طرف مقابل بکشند. اما جامعه هدف یا طرف مقابل اگر دارای قدرت استقامت و پایداری و اتحاد بود آنگاه ستمگران قادر نخواهند بو د از طریق اقدام نظامی و جنگ وخون ریزی به مقصود خود برسند به دیگر شیوه ها متوسل خواهند شد همانگونه که در طول تاریخ چنین بوده است. یعنی ابتدا از روش های نرم و نیمه سخت بهره برده و زمینه را برای اقدام نظامی فراهم می کنند. آنها مثلثی را ترسیم نموده که در ضلع آن جنگ نرم در ضلع دیگرش جنگ اطلاعاتی و امنیتی و در ضلع سومش جنگ نظامی را طراحی می نمایند. در صورتی که بتوانند در دو جنگ نرم و نیمه سخت(امنیتی و اطلاعاتی) موفق بشوند جنگ سوم را(نظامی) شروع نموده و بر حریف (جامعه هدف) پیروز می شوند. البته قابل ذکر خواهد بود که این پیروزی ها در ظاهر ومقطعیخواهد بود چنانکه که در طول تاریخ هیچ ظالمی پایدار و ماندگار نبوده است اما در دوره زمانی به هدف رسیده است.از جمله این نوع اقدام مربوط می شود به قیام حضرت اباعبدالله الحسین سالار شهیدان کربلا در عاشورای سا ل60 هجری قمری ، زمانی دین جد گرامیش پیامبر اعظم را در خطر انحراف دید همت به قیام نمود تا در سایه وظیفه الهی امر به معروف و نهی از منکر نماید. که در این حماسه تاریخی با دو محور عمده از سوی مردم زمان خود وحاکمان جائر برخورد نمود.
منبع:arnet.ir


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احمد در پنجشنبه دوم دی 1389 و ساعت 17:32 |
 
خبرگزاري فارس: خواسته و ناخواسته همه ما ممكن است گرفتار فريب شده باشيم. فريب از جمله واقعيتهاي زندگي ماست. هر روز كه مي‌گذرد مصاديق فريب بيشتر و نياز به درك آن محسوس‌تر مي‌شود؛ واقعيتي كه تضاد و تشتت آرا در جهان رسانه‌اي را گسترش مي‌دهد.

چكيده

خواسته و ناخواسته همه ما ممكن است گرفتار فريب شده باشيم. فريب از جمله واقعيتهاي زندگي ماست. هر روز كه مي‌گذرد مصاديق فريب بيشتر و نياز به درك آن محسوس‌تر مي‌شود؛ واقعيتي كه تضاد و تشتت آرا در جهان رسانه‌اي را گسترش مي‌دهد. مردم درباره خواسته‌ها و بر سر موضوعات مورد علاقه خود صحبت مي‌كنند، ولي كدام موضوع واقعيت دارد و حقيقت است. هر چند مفهوم فريب به تبع موضوع آن متفاوت است، ولي اصول اوليه آن يكسان و ثابت مي‌باشد. فريب؛ توجه به ميزان تجربه كشورها در سطوح مختلفي استفاده مي‌شود. بر خلاف روشهاي مرسوم آشنايي سايرين با آن نه تنها مشكل‌ساز نمي‌شود بلكه كار فريب را ساده‌تر مي‌كند. به همين دليل است كه خواندن اين مقاله را به همه از جمله دانشجويان نظامي توصيه مي‌كنيم.

واژگان كليدي: فريب، فريب نظامي، فريب سياسي، عمليات رواني، فريب شرطي، استتار، سطوح فريب، شرايط فريب، عمليات اطلاعاتي، رسانه‌ها، تروريسم، ملاحظات اخلاقي.

مقدمه

فريب از عناصر سنتي منازعات سياسي و نظامي است. بسياري استدلال مي‌كنند كه فريب ويژگي ذاتي همه تعاملات انساني است. بعضي اوقات فريب به اشتباه، با اطلاعات غلط يا آشفتگي غيرعمدي يكي تلقي مي‌شود. اطلاعات نادرست يا به عبارتي فريب عمدي را نبايد با اطلاعات غلط يكي تلقي كرد. فريب با دو معيار تعيين مي‌شود. نخست اينكه اقدامي عمدي است؛ دوم اينكه طرف استفاده‌كننده از فريب، آن را به منظور دستيابي به مزيتي طراحي مي‌كند.1
اشكال مختلف فريب ماهيتاً در پنهان‌كاري و اقدامات گمراه‌كننده مشترك‌اند. رنگ برخي از حيوانات و گياهان در مقابل شكارچيان از آنها حمايت مي‌كند و موجب مي‌شود كه آنها به سادگي ديده نشوند. برخي از حيوانات خودشان را زخمي نشان مي‌دهند تا شكارچيان خود را فريب داده و آنها را از آشيانه و فرزندان خود دور كنند. شما به هنگام مطالعه فريب به اين مثالها به عنوان شواهدي مفيد و مؤثر در ارائه اطلاعات غلط حتي در حوزه‌اي فراتر از تجارب بشري توجه نماييد.2

خلق و جعل

فريب در عرصه‌هاي سياسي و اقتصادي در اشكال بسيار گوناگوني ظاهر مي‌شود. در واقع از نظر مشاهده‌گران بدبين آگهي‌هاي تبليغاتي مترادف با اطلاعات نادرست اقتصادي است. به هر حال، بررسي استفاده از فريب در بازاريابي به ما كمك مي‌كند تا تفاوت بين خلق و جعل را درك كنيم. خلق به معناي توليد اطلاعات غلط و ارائه آن به جاي حقيقت است. اين اطلاعات با هدف پخش اطلاعات نادرست خلق مي‌شوند و حقيقت نيستند.
جعل اطلاعات، استفاده از اطلاعاتي است كه از لحاظ فني حقيقت دارد، اما خارج از بافت خود براي القاي اطلاعات غلط به كار مي‌رود. در فرآيند جعل، اطلاعات معتبر شفاف ارائه مي‌شود، اما اين عمل به گونه‌اي انجام مي‌گيرد كه در جمع‌بندي به خطا منجر شود. در آگهي‌هاي تبليغاتي معمولاً شركتها از ادعاهاي غيرواقعي مبتني بر اطلاعات غلط خلق شده اجتناب مي‌كنند. قوانين موجود عليه آگهي‌هاي تبليغاتي غيرواقعي، چنين اقداماتي را با مشكل مواجه مي‌سازد. اما تعقيب قانوني آگهي‌هايي كه اطلاعات حقيقي را به منظور القاي‌ برداشتي غلط تحريف مي‌كنند، دشوار است. براي نمونه در دهه 1970 كه كشورها با كمبود شديد بنزين روبه‌رو بودند، بعضي از كارخانه‌هاي ماشين‌سازي، خودروهايي را تبليغ كردند كه با يك بار سوخت‌گيري مسافت زيادي را طي مي‌كردند و آنها را با ماشينهاي كوچك‌تر كه مي‌توانستند مسافت كمتري را طي كنند، مقايسه مي‌كردند. اما آنها به اين مطلب اشاره نمي‌كردند كه باك ماشينهاي جديد بسيار بزرگ‌تر از باك ماشينهاي كوچك‌تر قبلي است.
درك تفاوت بين خلق اطلاعات نادرست و جعل اطلاعات مي‌تواند در عمليات فريب نظامي نيز مؤثر باشد. هر دوي آنها در طول تاريخ، در جنگها به كار رفته‌اند. سلاحهاي ساختگي و دستورات صوري مي‌توانند نمونه‌هايي از خلق اطلاعات غيرواقعي باشند. اما اگر امكان كتمان حضور گسترده نيروها در يك منطقه يا قصد خود براي انجام عملي وجود نداشته باشد، جعل اطلاعات ـ بيان قسمتي از واقعيت ـ مي‌تواند مفيدتر واقع شود.3

فريب ‌سياسي

ملاحظات مشابه مربوط به خلق اطلاعات در مقابل جعل اطلاعات در عالم سياست نيز مطرح است. هرچند اطلاعات غيرواقعي در عرصه تجارت مي‌تواند بر مخاطب نظامي تأثير جانبي داشته باشد، اما فريب سياسي ممكن است بر عمليات نظامي تأثير مستقيم داشته باشد. منظور ما اين نيست كه فريب سياسي به مسائل مربوط به امور دفاعي و امنيت ملي محدود نمي‌شود، بلكه با نگاهي گذرا به تاريخ سياسي گذشته، در مي‌يابيم كه مبحث دفاع موضوع اطلاعات غيرواقعي به خصوص جعل اطلاعات بوده است.4 نمونه‌هايي از آن به شرح زير است:
در 14 آوريل 1846، يك ماشين گشت نظامي امريكا در جنوب رودخانه نوسز( ) در ايالات تگزاس با نيروهاي مكزيكي درگير شد. نيروهاي امريكايي 16 نفر تلفات دادند. جيمز كي. بولك( ) رئيس جمهور وقت امريكا در 11 مي، اعلام كرد كه مكزيك مرزهاي امريكا را زير پا گذاشته، به قلمروي اين كشور تجاوز كرده و خون سربازان امريكايي را بر خاك اين كشور، ريخته است. در حالي كه حضور سربازان امريكايي در منطقه درگيري، در جنوب رودخانه جاي سؤال داشت. منطقه بين دو رودخانه نوسز و ريوگرند( ) مورد اختلاف دو كشور بود و مذاكراتي ميان آنها براي رفع اين اختلاف در جريان بود؛ و قرار بود نيروهاي هيچكدام از دو كشور در آن منطقه حضور نداشته باشند. در حالي كه پولك در سخنان خود به هيچ وجه به اين موضوع اشاره نكرد. يكي از نمايندگان جوان كنگره به نام لينكلن( ) سؤالاتي را در مورد اين منطقه مقدس مطرح كرد. نگراني وي و ساير نمايندگان كنگره در مورد اين جعل اطلاعات به صدور يك قطعنامه فوري( ) منجر شد. اين رويداد باعث شد نظرات بدبينانه پولك در تاريخ ثبت شود و منطقه مورد مناقشه، تقسيم گردد، اما نتوانست از وقوع جنگ امريكا و مكزيك جلوگيري كند.4
در سال 1898 انهدام كشتي امريكايي ماين( ) در بندر هاوانا وضعيتي را به وجود آورد كه نه تنها حكومت امريكا بلكه بيش از آن، رسانه‌ها اطلاعات جعل كردند كه به بروز جنگ بين امريكا و اسپانيا سرعت بخشيد. كارشناسان در 107 سال قبل اين انفجار را كه در شب 15 فوريه 1898 صورت گرفته بود، بررسي كردند. نتايج به دست آمده بسيار متنوع و غالباً متناقض بود. هيئت تحقيق (مارس 1898) به نتيجه قطعي نرسيد.5
اما روزنامه‌هاي امريكايي جانب احتياط را مراعات نكردند به علاوه، هيچ كنترلي نيز بر آنها اعمال نمي‌شد. در خصوص انگيزه‌هاي اسپانيا در حمله به اين كشتي شايعاتي از طريق روزنامه‌ها پخش شد. روابط محدود مادريد و واشنگتن نيز به پخش اين شايعات كمك كرد. هر چند مطبوعات زرد( ) را نمي‌توان عامل بروز جنگ اسپانيا و امريكا دانست، اما نقش اصلي آنها را نيز نمي‌توان ناديده گرفت.6
اين ماجرا نشان مي‌دهد كه منافع اقتصادي، نظامي و سياسي در هم تنيده‌اند و تفكيك آنها كار چندان آساني نيست. دولت تا چه اندازه موظف به تصحيح القائات نادرست است كه در مطبوعات منعكس مي‌شود. اگر يك دولت از اطلاعات نادرست در راستاي اهداف سياسي خود استفاده كند، چه خواهد شد؟
در مورد استفاده از اطلاعات نادرست دولتها پيش از ورود امريكا به جنگ جهاني دوم نيز مي‌توان مثالهاي متعددي ذكر كرد. فرانكلين روزولت، رئيس جمهور وقت امريكا، بارها با حقيقت بازي مي‌كرد. در هر كدام از موضوعات لايحه استهلاك( ) 1940 و قانون قرض ـ اجاره( ) 1941 تا حدي جعل اطلاعات وجود داشت. در موضوع اخير، روزولت كمكهاي قرض ـ اجاره امريكا به انگلستان را به قرض دادن شلنگ آتش‌نشاني به يك همسايه براي خاموش كردن آتش منزلش تشبيه كرد. اين مقايسه كه در يك مصاحبه راديويي غيررسمي انجام گرفت، بسيار مؤثر واقع شد و مردم با آن احساس همدلي ‌كردند. اما منتقدان اشاره كردند كه چنين قياسي نمي‌تواند دقيق و صحيح باشد. آنها معتقد بودند كه برخلاف شلنگ آتش‌نشاني، غذا، سلاح و سوختي كه امريكا با كشتيها به انگلستان ارسال كرده بود بعد از خاموش كردن آتش، نمي‌توانست دوباره به امريكا بازگردانده شود.
مثال بهتر ديگري در مورد كتمان حقيقت روزولت به طرح آلمان براي حمله به نيمكره غربي مربوط مي‌شود. اين طرح روي نقشه‌اي پياده شده بود كه نشان‌دهنده مقاصد آلمان براي حمله به كشورهاي امريكاي جنوبي و مركزي بود. روزولت، رئيس‌جمهور امريكا، در سخنراني خود در روز نيروي دريايي در 27 اكتبر 1941 گفت: «نقشه محرمانه‌اي در اختيار دارد كه دولت آلمان آن را تهيه كرده و حاوي طرح هيتلر براي ايجاد نظم جهاني است.» وي در ادامه ادعا كرد: «دوستان، اين نقشه نه تنها نشان‌دهنده طرح نازيها عليه امريكاي جنوبي است بلكه مقاصد اين طرح عليه ايالات متحده نيز به كار مي‌رود.»7
مشكل، اين واقعيت ساده است كه نقشه مزبور، تنها بخشي از عمليات ارائه اطلاعات نادرست انگلستان بود و به نظر مي‌رسيد كه روزولت نيز از آن اطلاع داشت. ويليام استفان سون( ) كه يك مأمور اطلاعاتي انگلستان با كد 16ـ ام( ) و نام مستعار دلير بود، اين نقشه را در سال 1941 جعل كرده بود تا زنگ خطر را در امريكا به صدا درآورد. هرچند وزارت خارجه امريكا تا سال 1941 اين نيرنگ را جدي گرفته بود. اما احتمال اينكه روزولت از جعلي بودن اين نقشه در روز نيروي دريايي با خبر بود، زياد است.
وي در خصوص تهديد آلمان نازي عليه امريكا نگران بود و احساس مي‌كرد اين دروغ براي هوشياركردن مردم امريكا لازم است. از آنجايي كه او به مورگنتا( ) وزير خزانه‌داري اعتماد داشت، در سال 1942 پس از ورود امريكا به جنگ جهاني دوم گفت: «من براي اروپا، امريكاي جنوبي و شمالي سياستهاي متفاوتي در نظر گرفته‌ام. ممكن است گفته‌هاي من كاملاً متناقض باشد و اگر مصلحت بدانم سخنان نادرست و گمراه‌كننده‌اي را عنوان خواهم كرد تا به پيروزي در جنگ كمك كند.»8
منتقدان هرگز در خصوص روزولت سخت‌گيري نكردند زيرا بسياري از آنها با تمايل وي براي مقابله با كشورهاي همسو با آلمان، احساس همدردي مي‌كردند. همچنين منتقدان تلاش آيزنهاور( ) براي كتمان پروازهاي شناسايي هواپيماهاي يو 2( ) بر فراز آسمان شوروي سابق را نيز، درك مي‌كردند. او اين پروازها را پروازهاي تحقيقاتي هواشناسي ناسا( ) ناميد. اما زماني كه شورويها با يكي از خلبانان اين هواپيماها به نام فرانسيس گري پاورز( ) پس از سقوط وي در مي 1960 مصاحبه كردند، فريب آيزنهاور فاش شد.9
استفاده از فريب در مسائل مربوط به امنيت ملي در طول جنگ سرد در حوزه سياست داخلي كشورها نيز به چشم مي‌خورد. ادعاهاي مفتضحانه سناتور امريكايي جوزف مك كارتي( ) در خصوص پاك‌سازي حكومت امريكا از كمونيستها، فريبي بيش نبود. اما ادعاهاي وي نشان داد كه اگر شواهد محدود در فضاي مناسب، به كار گرفته شوند، شايد مؤثرتر واقع شوند. در مبارزات انتخاباتي رياست جمهوري 1960 امريكا، شكاف موشكي( ) موضوع كارآمدي بود كه كندي براي مبارزه با تجربه موفقيت‌آميز ريچارد نيكسون، معاون رئيس جمهور، در سياست امنيت ملي و خارجي، از آن استفاده كرد. مشخص نيست كه سناتور كندي و ستادش از نبود شكاف موشكي اطلاع داشتند يا نه، اگر واقعاً بي‌اطلاع بودند مي‌توان آن را نمونه ساده‌اي از اطلاعات غلط ناميد و اگر او از نبود اين واقعيت اطلاع داشت كه بسياري نيز بر اين عقيده‌اند، اين موضوع را مي‌توان نمونه‌اي از اطلاعات نادرست تلقي كرد.10
در زمينه استفاده از فريب سياسي در مسائل دفاعي مي‌توان به ادعاي نيكسون رئيس جمهور امريكا در سال 1968 مبني بر طرح وي براي پايان دادن به جنگ ويتنام، رسوايي ايران گيت و ماجراي كودكاني كه در سال 1990 توسط سربازان عراقي از دستگاههاي نگهداري كودكان نارس در زايشگاه خارج شدند، اشاره كرد. در اين موارد و در بسياري از موارد مشابه ديگر نيز، مسائل امنيت ملي در هاله‌اي از اشكال گوناگون فريب پوشيده مي‌شوند. هرچند فريبهاي امريكا در اغلب مواقع، مؤثر واقع شده است اما در صورت شكست طرح فريب بايد بهاي گزافي پرداخته شود.
به علاوه صرف نظر از موفقيت يا شكست طرح فريب، اين طرح به اعتبار دولتها لطمه زيادي مي‌زند. از آنجايي كه دولتها حتي در مورد مسائل بسيار مهمي از قبيل امنيت ملي به فريب متوسل شده‌اند، كاركنان رسانه‌هاي گروهي و همچنين بيشتر مردم، همواره احتمال ارائه اطلاعات غلط دولتها را به هنگام مواجهه با اخبار اعلام شده، ناديده نمي‌گيرند. مناظرات اخير در مورد ماهيت جنگ امريكا با عراق نيز به تشديد بدبينيهاي افزوده است.
بحث در خصوص اينكه آيا هر كشوري مي‌تواند در عمليات فريبي وارد شود كه موجب فريب شهروندان خود نيز بشود، از مقوله اين نوشتار خارج است. به هر حال افرادي كه فعالانه و يا دفاعي در عمليات فريب درگيراند، بايد ميزان اعتبار ذاتي موضوع فريب را در نظر بگيرند. اغلب در چند عمليات فريب، علاوه بر مزاياي نظامي يا سياسي موقت، دستيابي به موارد ديگري نيز مد نظر است.

فريب نظامي

در مطالعه فريب نظامي بايد به مسائل زيادي توجه داشت. فريب نظامي، ماهيتي مخفي و محرمانه دارد. اين نوع از فريب به اشكال گوناگوني ديده مي‌شود و در زمينه تعريف آن، اختلاف نظرهايي وجود دارد. وزارت دفاع امريكا فريب را به شرح زير تعريف مي‌كند: «اقدام نمايشي‌ است كه به منظور گمراه‌كردن دشمن انجام مي‌گيرد، تا با جعل، تحريف و دستكاري در شواهد، باعث شويم تا واكنش دشمن به ضرر منافع او باشد.»11
احتمالاً فريب در جنگ به قدمت خود جنگ مسلحانه است. منطق سر در گم كردن طرف مقابل واضح است و اثرات مثبت آن به سرعت خود را نشان مي‌دهد. نخستين جنگ ثبت شده در تاريخ، اشغال شهر تروا توسط يونانيان در قرن 12 پيش از ميلاد است؛ و داستان معروف اسب تروا نيز نخستين نمونه ثبت شده از فريب در جنگ است. در تاريخ نظامي 3200 ساله كشور مثالهاي فراواني از اين قبيل وجود دارد.12
در جهان امروز فريب به دو شاخه بنيادي فعال( ) و غيرفعال( ) تقسيم مي‌شود. اما اين تقسيم‌بندي مشكل‌ساز است. به بياني ساده‌تر فريب غيرفعال براي كتمان توانمنديها و مقاصد واقعي يك طرف از طرف مقابل طراحي مي‌شود. شما چيزي را كه واقعاً وجود دارد، مخفي مي‌كنيد. اما در فريب فعال شما شواهدي را از مقاصد و توانمنديهاي خود به طرف مقابل بروز مي‌دهيد، كه اصلاً وجود ندارد. شما چيزي را به دشمن نشان مي‌دهيد كه واقعيت ندارد. هرچند فريب فعال غالباً با استتار همراه است، اما تنها به اين حوزه محدود نمي‌شود.
تقسيم‌بندي ديگر به ويژگيهاي فريب بر مي‌گردد. دونالد دانيل( ) و كاترين هربيگ( ) در كتاب خودشان به نام فريب نظامي استراتژيك كه در سال 1982 منتشر كردند دو گونه از فريب را با عناوين فريب نوع الف و نوع ميم معرفي كردند.13 فريب نوع الف يا ابهام‌افزايي( ) براي ايجاد سردرگمي كلي در نيروهاي طرف مقابل و پريشان‌كردن آنها با ايجاد هياهو طراحي مي‌گردد. حضور سفيران ژاپن به نامهاي نامورا( ) و كروزو( ) در واشنگتن پيش از حمله ژاپن به بندر پرل هاربر در سال 1941 مثالي از اين نوع فريب است. ژاپن با تداوم مذاكرات ديپلماتيك خود اجازه نداد تا امريكا نيات و مقاصد توكيو را حدس بزند. امريكاييها بايد انواع اهداف و مقاصد احتمالي ژاپن را در نظر مي‌گرفتند. اما فريب ژاپن موجب شد كه امريكا نفهمد اقدام نظامي تنها گزينه مورد نظر توكيو بود.
نوع ميم يا گزينه منحرف‌كننده( ) فريب شديدتر و پيچيده‌تر است و براي سوق دادن دشمن به سوي باور طرح فريب مورد نظر، طراحي مي‌شود. در اين نوع از فريب شما بايد طيفي از عمليات فريب كه مكمل يكديگرند، به اجرا بگذاريد تا موجب شوند كه دشمن متوجه اقدام شما نشود و جايگزين ديگري براي آن تصور كند كه البته اين جايگزين واقعيت ندارد. فريب نوع ميم بسيار پيچيده‌تر و شديدتر از فريب نوع الف است. اين نوع فريب به تمهيدات منابع و زمان بيشتري نياز دارد. عمليات محافظت( ) شايد نمونه‌اي از فريب نوع ميم در تاريخ معاصر باشد. اين عمليات براي پشتيباني از عمليات اور لورد( ) صورت گرفت كه طي آن نيروهاي متحدين در ششم ژوئن 1944 در بندر نورماندي پياده شده بودند.
عمليات محافظت طرحي پوششي( ) بود كه طرحهاي فريب متعددي از نوع ميم را شامل مي‌شد. در قالب اين عمليات، چند عمليات فريب كوچك‌تر صورت گرفت كه مي‌توان از عمليات پايداري شمال( ) و عمليات پايداري جنوب( ) نام برد. اين عملياتها به اين منظور طراحي شده بودند كه آلمانيها تصور كنند نيروهاي مهاجم متحدين در غرب به ترتيب در نروژ و تنگه داور( ) عمل خواهند كرد.
با گذشت زمان، آلمان عمليات پايداري جنوب را محتمل‌تر شمرد و منابع فريب به قدري افزايش يافت كه نيروهاي آلماني متقاعد شدند حمله واقعي با عبور از محور كانال انگلستان در تنگه داور تقريباً به فاصله 1000 مايلي از سواحل نورماندي صورت خواهد گرفت. موفقيت اين عمليات فريب از آنجا مشخص است كه بسياري از فرماندهان آلماني حتي پس از حمله نيروهاي متفقين به نورماندي، هنوز هم آن را شاخه‌اي از حمله اصلي مي‌دانستند و معتقد بودند حمله اصلي بعداً در تنگه داور صورت خواهد گرفت.15
عمليات پايداري جنوب، شماري از روشهاي فريب نظامي را شامل مي‌شد، كه رايج‌ترين آنها استتار بود. استتار نيز مانند فريب به نوع فعال و غيرفعال تقسيم مي‌شود. زماني كه مردم با واژه استتار مواجه مي‌شوند، تنها مفهوم غيرفعال آن در ذهنشان تداعي مي‌شود؛ يعني به مخفي‌كردن و پوشاندن نيروها و تجهيزات از ديد دشمن مي‌انديشند.
مخفي شدن سربازان يوناني در داخل اسب بزرگ تروا، پوشيدن لباسهاي همرنگ با محيط سربازان، قرار دادن شاخه‌هاي درختان روي تجهيزات مهم و فنون بي‌نهايت ديگر، مي‌توانند اين مفهوم از استتار را شامل ‌شوند. تعمير يك فرودگاه بمباران شده و فعال نشان دادن آن نيز، نوعي استتار غيرفعال محسوب مي‌شود. هر زمان كه شما سعي كنيد توانمنديهاي واقعي چيزي را مخفي كنيد، آن عمل نيز استتار غيرفعال است.16
استتار فعال به معناي ايجاد تصور يا احساسي مصنوعي از يك نيرو يا توانمندي است كه عملاً وجود ندارد. در جنگ داخلي امريكا، ارتش اين كشور از تنه درختان براي فريب دشمن به عنوان لوله‌هاي توپ استفاده مي‌كرد و استقرار واحد پياده نظام خود را در منطقه بارها به نمايش مي‌گذاشت تا دشمن احساس كند كه آنها نيرو و سلاح زيادي، در اختيار دارند. در عمليات پايداري جنوب، نيروهاي متفقين از تانك، كاميون، هواپيما و باند فرودگاه ساختگي استفاده كردند تا اين تصور نادرست را در نيروهاي مقابل ايجاد كنند كه سلاحهاي زيادي در اختيار دارند. آنها براي تكميل اين اقدامات از پيامهاي راديويي نادرست براي بيشتر نشان دادن واحدهاي نظامي خود استفاده كردند. نيروهاي امريكايي در چند عمليات اخير خود در بالكان و خليج فارس نيز با فريبهاي مشابهي روبه‌رو شدند. هر گونه تلاش براي ايجاد تصوري از يك واقعيت كه عملاً وجود ندارد، استتار فعال ناميده مي‌شود.17
استتار مي‌تواند تنها در حد فريبي تاكتيكي باشد تا دشمن نتواند موقعيت منابع شما را شناسايي و به آنها حمله كند. همچنين استتار مي‌تواند بخشي از يك طرح فريب بزرگ‌تر باشد. در استفاده از استتار فعال بايد بسيار مراقب بود. استفاده از استتار فعال ممكن است اين خطر را به دنبال داشته باشد كه دشمن به اين اقدامات مشكوك شود. در استفاده از اين نوع استتار روشها بسيار پيچيده‌تر مي‌شوند. اگر شما در نظر داريد از استتار فعال براي نمونه يك تانك مصنوعي استفاده كنيد بهتر است از استتار غيرفعال نيز بهره بگيريد و وانمود كنيد كه آن را پنهان كرده‌ايد. در غير اين صورت اين فريب، متقاعدكننده نخواهد بود. استتار فعال و غيرفعال مكمل همديگرند و بايد همزمان با هم به كار گرفته شوند تا آن تصورات غيرواقعي، معتبرتر جلوه كند. بايد دقت شود كه در چنين مواردي استتار غيرفعال طوري نباشد كه در عمل، تانك مصنوعي مزبور اصلاً ديده نشود. بلكه فقط براي افزايش اعتبار فريب از آن استفاده شود. اين امكان نيز وجود دارد كه نيروهاي يكي از طرفين، منابع خود را سطحي استتار كند تا دشمن را گمراه كند و اين باور را در ذهن او ايجاد كند كه اين منابع واقعي نيستند. پيچيدگيها و ظرافت عمليات فريب نبايد دست‌‌كم گرفته شود.18
استتار اغلب به طرح انحراف( ) در يك عمليات بستگي دارد. منظور از انحراف، دور كردن عمدي توجه دشمن از منطقه حمله موردنظر است. انحراف نيز بر دو گونه است: تظاهر‌( ) و نمايش( ). تظاهر حمله‌اي است كه نيروهاي يكي از طرفين براي منحرف كردن توجه دشمن از منطقه اصلي يا محور حمله انجام مي‌دهد. مفهوم نمايش نيز به مفهوم تظاهر بسيار نزديك است. در نمايش نيز هدف دور كردن توجه دشمن از منطقه مورد نظر است، اما براي رسيدن به اين هدف هيچگونه رويارويي يا نبرد عملي صورت نمي‌گيرد. هدف انحراف، گمراه كردن دشمن و دور كردن توجه او از عمليات و اهداف شما است.19
دو واژه ديگر كه در فريب نظامي كاربرد دارند عبارتند از شرطي‌سازي( ) و پوشش( ). شرطي‌سازي به معني ايجاد وضعيت و فضايي است كه دشمن همواره به تكرار تمرينات و تمهيداتي براي مقابله با اقدام خصمانه احتمالي ما مجبور شود، اقدام خصمانه‌اي كه هرگز صورت نخواهد گرفت. به اين ترتيب نوعي احساس نادرستي مبني بر برخورداري از امنيت لازم، در دشمن ايجاد خواهد شد. مفهوم شرطي‌سازي با موضوع بروز جنگ پيوند دارد و به اقدامات زمان صلح مربوط است كه اين اقدامات ممكن است جزء تمهيدات لازم براي جنگ باشد. همچنين، شرطي‌سازي شايد به معني تكرار برخي رفتارها در روند عمليات نظامي براي از بين بردن حساسيت دشمن نسبت به يك تهديد خاص نيز، باشد.
پوشش، استفاده علني از اقدامي غير تهديدآميز براي پنهان كردن تمهيدات لازم براي اجراي اقدامي خصمانه است. رايج‌ترين مثال در اين مورد، استفاده از تمرينات آموزشي براي پنهان كردن آمادگي براي يك حمله است. اگر اين تمرينات آموزشي آخرين مورد از يك سلسله تمرينات آموزشي باشد كه هيچ كدام از آنها در عمل به اقدامي خصمانه منجر نشده‌اند علاوه بر پوشش بودن، نوعي شرطي‌سازي نيز محسوب مي‌شوند. البته بهتر است چنين موردي را شرطي‌سازي و پوشش بناميم. اين دو مفهوم بسيار به هم مرتبط‌اند و تعاريف آنها مكمل يكديگر است. در سالهاي اخير جنگهاي رمضان بين مصر و رژيم صهيونيستي در سال 1973، و جنگ جزاير فالكلند( ) در سال 1982تحت پوشش تمرينات آموزشي آغاز شدند كه پيش از آن بارها اجرا شده بودند.

سطوح فريب نظامي

جامعه نظامي به طور سنتي با توجه به ماهيت و اهداف فريب آن را به سه سطح تقسيم مي‌كند: 1) فريب استراتژيك كه بر كتمان اهداف، مقاصد، استراتژيها و توانمنديهاي اساسي مبتني است. 2) فريب عملياتي؛ در اين فريب طرف مقابل را در خصوص عمليات يا اقدام خاصي كه خود را براي اجراي آن آماده نشان مي‌دهيم، سر در گم مي‌كنيم. 3) فريب تاكتيكي؛ منظور از فريب تاكتيكي گمراه‌كردن ديگراني است، كه با منافع و نيروهاي شما سخت در پي رقابت‌اند.20
نكته‌اي كه بايد در اينجا به آن توجه شود اين است كه دسته‌بندي فريب در سه سطح ياد شده به جاي اينكه بر نوع فريب اعمال شده مبتني باشد، بر هدف فريب تأكيد دارد. اگر هدف فريب، گمراه‌كردن طرف مهاجم و ممانعت از حمله او به تجهيزات و نيروهاي واقعي باشد، مي‌توان از هواپيماها و تانكهاي ساختگي براي اجراي فريب تاكتيكي بهره گرفت. اگر تانكها و هواپيماهاي مزبور بخشي از يك طرح فريب گسترده‌تر براي گمراه‌كردن دشمن در خصوص زمان، مكان و ماهيت يك عمليات نظامي باشند، مي‌توانند در فريب عملياتي نيز ايفاي نقش كنند. يا اگر آنها بخشي از يك طرح فريب گسترده‌تر براي سردرگم كردن دشمن در زمينه استراتژي اساسي يا اهداف استراتژيك ما باشند، آنها در فريب استراتژيك نيز مؤثر خواهند بود. تقسيم‌بندي فوق بر پايه اهداف است، نه روشها.

شريط مؤثر در فريب

مروري گذرا بر ادبيات گذشته، علاقه به ماهيت فريب را از زمان سون تزو، ماكياولي و كلاوزويتس آشكار مي‌سازد. در سالهاي اخير تحول در اصول جنگ در ارتشهاي بريتانيا و امريكا موجب برقراري امنيت شده است. مبناي اصلي دو مورد فوق اين است كه ما بتوانيم طرف مقابل خود را فريب دهيم، بدون اينكه بازيچه دست آنها بشويم.
مشكل اصلي، اجماع بر نحوه كاركرد فريب و بهترين روش براي ممانعت از فريب خوردن نيروهاي خودي است. به عبارت ديگر نقص در تجزيه و تحليل منطقي احتمال فريب خوردن را افزايش مي‌دهد. بي‌خبري،‌ تكبر و ترس بر توانايي افراد در تشخيص اطلاعات نادرست، تأثير منفي مي‌گذارد.
پيش‌زمينه‌هاي ذهني (طرح‌واره‌ها) و تعصبات، اغلب به اختلالات شناختي( ) منجر مي‌شود كه در اثر آن افراد به دليل تناقض اطلاعات حياتي جديد با مفاهيم و پيش‌فرضهاي ذهني خود از درك اطلاعات حياتي غافل و آنها را ناديده مي‌گيرند. مشكل ديگر كه شايد كمتر مطرح باشد، مسئله اينرسي سكون( ) است. اين موضوع نشان مي‌دهد كه مردم تمايل دارند برخي فرضيات را براي هميشه معتبر بدانند حتي اگر بعضي از رويدادها اعتبار آنها را زير سؤال ببرد. در فيزيك، اينرسي سكون به تمايل اشياي ساكن به تداوم سكون تا لحظه وارد شدن نيروي خارجي بر آنها اشاره دارد. دانشجويان اطلاعات معتقدند كه در ذهن برخي تصميم‌گيرندگان نيز تمايل به سكون و باقي ماندن در صلح وجود دارد تا اينكه نيروي طرف متخاصم وارد شود. افرادي كه در پي اجراي عمليات فريب‌اند مي‌توانند از موارد مزبور به نفع خود بهره بگيرند.
نكته مهم اين است كه فريبي مي‌تواند مؤثرتر واقع شود كه بر پايه بهره‌برداري از فرضيات شناختي طرف مقابل مبتني باشد. گوته( ) فيلسوف آلماني به خاطر اين جمله كه «ما هرگز فريب داده نمي‌شويم بلكه خودمان خويشتن را فريب مي‌دهيم.» معروف است.21 اين گفته، فراتر از يك واقعيت فيلسوفانه است. ما مي‌توانيم آن را دستورالعملي براي طرح‌ريزي فريب و همچنين هشداري براي آنان كه نمي‌خواهند فريب بخورند، بناميم.

عمليات فريب و عمليات اطلاعاتي

ما براي اجراي عمليات فريب به كانالي نياز داريم تا از طريق آن بتوانيم اطلاعات نادرست خود را منتشر كنيم و تشكيلات اطلاعاتي طرف مقابل مي‌تواند بهترين كانال براي اين منظور باشد. تمامي سازمانهاي اطلاعاتي سعي مي‌كنند به ميزان اعتبار و موثق بودن اطلاعاتي كه به دست مي‌آورند، پي ببرند. عاملان عمليات فريب نيز به اين امر واقف‌اند و اطلاعات نادرست خود را به گونه‌اي مهيا مي‌كنند كه بتوانند سازمانهاي اطلاعاتي دشمن را سردرگم و آنها را گمراه كنند.
تمامي روشهاي جمع‌آوري اطلاعات مي‌تواند موضوع عمليات فريب طرف رقيب قرار بگيرد. اطلاعات سيگنالي( ) ممكن است علائم نادرست، پيامهاي ساختگي، كدهاي جعلي و اشكال ديگري از اطلاعات نادرست باشند. اطلاعات عكسي( ) يا تصويري( ) بايد تمام اشكال استتار فعال و غيرفعال را در بر بگيرد. چنين مشكلاتي بر سر راه اطلاعات ارتباطاتي،( ) اطلاعات الكترونيكي،( ) اطلاعات صوتي( ) و ارتعاشي( ) نيز وجود دارد. در تمامي رسانه‌هايي كه به نحوي با اطلاعات سر و كار دارند، مي‌توان از اطلاعات نادرست به عنوان يك دام استفاده كرد.
لازمه اطلاعات انساني،( ) استفاده از كارگزاران موازي( ) و انتقال داده‌هاي نادرست و از اين قبيل است. منابع انساني مي‌توانند آگاهانه يا ناآگاهانه كانالي براي انتقال اطلاعات نادرست باشند. افرادي كه در زمينه ضد اطلاعات فعال‌اند، مي‌توانند با شناسايي منابع ارائه‌دهنده اطلاعات نادرست، كارگزاران موازي را رديابي كنند. در عين حال از آنجايي كه گزاره فوق اصلي جا افتاده است، مي‌توان با گذاشتن اطلاعات معتبر و موثق در اختيار كارگزاران موازي، اعتبار اطلاعات ارائه شده آنها را افزايش داد؛ كه اين امر خود نوعي، شرطي‌سازي است. برخي صاحب‌نظران معتقدند كه ما بايد به منابعي كه فقط اطلاعات خوب يا فقط اطلاعات بد ارائه مي‌دهند، مظنون باشيم. رديابي فريب قطعاً كار بسيار سختي است.22
سازمانهاي اطلاعاتي مي‌توانند از فريب براي حمايت از منابع و توانمنديهاي خود نيز استفاده كنند. آنها براي اين منظور، اغلب از فريب غيرفعال بهره مي‌گيرند. در عمليات اطلاعات نادرست علاوه بر استفاده از كارگزاران موازي، مي‌توانيم بر موردي كه اهميت چنداني براي منافع واقعي ما ندارد، تأكيد كنيم و آن را حائز اهميت بدانيم كه اين خود، نوعي انحراف محسوب مي‌شود.
در سالهاي اخير، سازمانهاي اطلاعاتي، جلساتي را براي رسانه‌ها ترتيب داده‌اند تا آنها را در زمينه اجراي فريب آموزش دهند. در حال حاضر با توجه به اهميت نظرات عموم در امور بين‌المللي، پي‌بردن به عمليات فريبي كه مخالفان اجرا مي‌كنند، براي سازمانهاي اطلاعاتي مهارتي تمام و كمال محسوب نمي‌شود، بلكه وظيفه‌اي فراتر از آن را بر عهده دارند. بر ملا كردن فريبها براي مردم جهان بسيار مهم و ضروري است و از آنجايي كه مردم نمي‌دانند در بازي فريب، بايد گفته‌هاي كداميك از طرفين را باور كنند، بهتر است فرد يا نهاد غيردولتي بر ملا شدن اين فريبها را براي مردم اعلام و تشريح كند.
به دنبال حملات 11 سپتامبر 2001 كه زمينه عمليات نظامي امريكا در افغانستان و عراق را فراهم ساخت، سازمان اطلاعات وزارت دفاع امريكا( ) در جزوه‌هاي بسيار فشرده‌اي به رسانه‌ها آموزش داد كه چگونه از برخي روشهاي اصولي براي سنجش واكنشها و ادعاهاي احتمالي ساير ملتها در قبال بي‌رحميهاي امريكا استفاده كنند. وزارت دفاع امريكا با توجه به ادعاهاي عراقيها و صربها در زمينه ويرانيهاي ناشي از بمبهاي امريكا، دوره‌هاي آموزشي با عنوان رديابي فريب براي دست‌اندركاران مطبوعات ترتيب داد.23 اين گفته‌ها نشان مي‌دهد كه پنتاگون فريب را چيزي فراتر از يك ابزار نظامي سهل‌الوصول مي‌داند.

فريب و تروريسم

هرچند بيشتر مثالهاي تاريخي مربوط به استفاده از فريب نظامي به عمليات نظامي متعارف مربوط مي‌شوند. اما بايد توجه داشت كه تروريستها نيز مي‌توانند از تمامي فنون ذكر شده در اين نوشته استفاده كنند. آنها براي اجراي اقداماتشان و همچنين براي تداوم بقاي خود به هر دو نوع فريب فعال و غيرفعال متوسل مي‌شوند. فريب غيرفعال شامل استفاده از نامهاي مستعار، بهره‌گيري از روشهاي امن ارتباطاتي و ايجاد پايگاه در مناطقي كه امكان دسترسي و نظارت بر آنها دشوار باشد؛ و فريب فعال نيز شامل انحراف، شرطي‌سازي و پوشش ـ و اغلب تركيبي از آنها ـ است.
گاهي ممكن است تروريستها قصد خود براي اجراي اقدامات خصمانه عليه اهداف خاصي را نشان دهند و سپس در حمله به آن اهداف، شكست بخورند. اما حتي اين شكست نيز مي‌تواند براي آنها دستاوردي محسوب شود. زيرا به اين ترتيب توانسته‌اند بين مردم ترس و واهمه را اشاعه دهند، وقت و سرمايه نيروهاي امنيتي را تلف كنند و باعث نابساماني و وخامت كلي اوضاع شوند (براي مثال پرواز هواپيماها در ايام تعطيلات لغو شود.) تروريستها مي‌توانند مردم را نسبت به گفته‌ها و روشهاي نهادها و يا دولت، بي‌اعتماد سازند و باعث شوند كه مردم در آينده به اطلاعاتي كه آنها ارائه مي‌دهند بي‌اعتنا شوند. تروريستها همچنين مي‌توانند از همان اطلاعات ارائه شده موجود، به نفع خود به گونه‌اي بهره بگيرند كه توجه مردم را از هدفي كه براي حمله مد نظر دارند دور كنند. آنها از ابزار ترس و وحشت براي رسيدن به اهداف خود استفاده مي‌كنند. هر اقدامي كه آنها انجام دهند و باعث ايجاد وحشت و ترديد شود، براي آنها موفقيتي نسبي محسوب مي‌شود.
سياستمداران، كارشناسان رسانه‌ها، دانشگاهيان و ... نيز همواره اين كليشه را تكرار كرده‌اند. اما متأسفانه اين گفته بي‌فايده است زيرا خارج از متن‌ شامل بي‌نهايت منهاي متن شما است. از آنجايي كه تروريستها از فنون مختلف فريب استفاده مي‌كنند، مشكل مزبور ملموس‌تر مي‌شود.24

ملاحظات اخلاقي فريب

اگر ما در مورد جنبه‌هاي قانوني و اصول اخلاقي فريب، صحبتي به ميان نياوريم بحث ما در مورد بنيان فريب ناقص خواهد بود. همانطور كه انتظار مي‌رود، براي مدتها در اين زمينه اختلاف نظر قابل ملاحظه‌اي وجود داشته و هنوز هم برخي از اين اختلافات اساسي پا برجاست.
جالب است كه محدوديتهاي قانوني استفاده از فريب نسبتاً واضح و صريح است. قوانين غيرنظامي در خصوص استفاده از فريب نظامي، محدوديتهاي كمتري را اعمال مي‌كنند. تا زماني كه فرد قسم خورده در دادگاه يا در هر مكان ديگري كه از نظر قانون ملزم به راستگويي است، دروغ نگفته باشد، قوانين غيرنظامي نمي‌توانند بر فريب نظامي اعمال شوند. به گفته حقوق‌داني برجسته، هيچ اصلي را در قانون اساسي نمي‌يابيد كه تصريح كند رئيس و يا قوه مجريه بايد حقيقت را بگويند.25
اما قوانين بين‌المللي در اين زمينه محدويتهاي بيشتري را اعمال مي‌كنند. در كل، كشورهاي مختلف محدوديتهاي تعيين شده در كنوانسيونهاي ژنو يا لاهه را كه طي 140 سال گذشته وضع شدند، مراعات مي‌كنند. در مجموع اين كنوانسيونها و محدوديتها قوانين جنگ را تشكيل مي‌دهند كه نيروهاي نظامي به آنها پايبنداند و آنها را به صورت آيين‌نامه‌هايي تدوين كرده‌اند. در ارتش امريكا،‌ اين اطلاعات در آيين‌نامه 27-10 با عنوان قوانين جنگ در خشكي گردآوري شده‌اند.26
محدوديتهايي كه بر نيرنگها( ) يا حيله‌هاي جنگي( ) اعمال مي‌شوند ممنوعيت خيانت يا پيمان‌شكني را شامل مي‌شود. نمونه‌هايي كه براي اين مورد مي‌توان نام برد عبارتند از: استفاده دروغين از پرچمهاي نشان‌دهنده توقف جنگ، پوشيدن يونيفرم نيروهاي طرف مقابل، استفاده از رنگهاي مخصوص طرف مقابل به هنگام نبرد، تغيير قيافه و جا زدن خود به عنوان امدادگر بين‌المللي يا استفاده از بيمارستانها و يا مكانهاي حمايت‌شده ديگر براي مقاصد نظامي. موارد ممنوع فوق كاملاً واضح و آشكاراند.27
زماني كه ما در مورد ملاحظات اخلاقي فريب صحبت مي‌كنيم، با مشكل بغرنج توجيه اجراي فريب مواجه مي‌شويم. متأسفانه (يا خوشبختانه)، حقوقدانان،‌ فيلسوفان و عالمان اخلاق در زمينه ملاحظات اخلاقي و ابعاد معنوي فريب، هم‌عقيده نيستند. در اين خصوص دو رويكرد وجود دارد كه عبارتند از مكتب آرمانگرا و مكتب واقع‌گرا. در زمينه تعريف اين رويكردها نيز اتفاق نظر وجود ندارد هر كدام از اين رويكردها زيرشاخه‌هاي متعددي پيدا كرده‌اند و گاهي نيز تحريفهايي در آنها به وجود آمده است. با تمام اينها، يك تفاوت اساسي بين اين دو رويكرد وجود دارد كه همه به آن اذعان دارند.
آرمان‌گرايان امتيازات معنوي و اخلاقي را بر سلسله استانداردهاي قطعي، مبتني مي‌دانند. اگر اطلاعات غيرواقعي و دروغ‌پردازي رفتاري نكوهيده باشد، اشكال مختلف چنين رفتاري نيز ناپسند و نادرست خواهد بود. اهداف ما نمي‌توانند توجيه‌گر ابزارهاي مورد استفاده ما باشند. اين موضوعي صريح و قطعي است و نمي‌توان هيچ استثنايي بر آن قائل شد.28
واقع‌گرايان يا عمل‌گرايان معتقدند در خصوص قضاوت در مورد فريب بايد سود و زيان خود را بسنجيم. بايد ببينيم كه آيا سود به دست آمده از اعمال فريب بر بدنامي ناشي از آن اولويت دارد. ماهيت تحليلي كه براي پاسخ دادن به اين پرسش انجام مي‌گيرد و تشخيص سود و زيان به دست آمده از اجراي فريب، به نگرش و طرز تفكر تحليل‌گر بستگي دارد. از ديدگاه واقع‌گرايان، ملاحظات اخلاقي فريب، هم به محيط و هم به ساختار ارزشي فرد تحليل‌گر بستگي دارد.29
ملاحظات اخلاقي فريب، با ارزيابي سود و زيان آن براي اجراي عمليات فريب ارتباط تنگاتنگ دارد. پر واضح است كه هيچكدام از طرفين تمايلي به اجراي عمليات فريبي كه زيان آن بيشتر از موفقيت آن باشد، نخواهند داشت. رويكرد واقع‌گرايانه به ملاحظات اخلاقي فريب نيز، چنين مسيري را دنبال مي‌كند ـ و گاهي نيز ممكن است اين ملاحظات با ملاحظات عملياتي بر هم منطبق باشند.30
يكي از دلايلي كه ملتها با اعمال محدوديتهاي بين‌المللي ياد شده عليه نيرنگ موافق‌اند اين است كه با نگاهي واقع‌گرايانه معلوم مي‌شود كه مشكلات ناشي از اين اقدام بسيار بيشتر از دستاوردهاي آن است. براي مثال محدوديتهاي اعمال شده در زمينه استفاده از بيمارستانها با علايم امدادگرايان بين‌المللي براي پوشش نظامي، نشان مي‌دهد ملتها به امنيت چنين سازمانهاي حياتي، بسيار بيشتر از دستاوردهاي محدود چنين سوء استفاده‌هايي، اهميت مي‌دهند. حتي مكتب واقع‌گرايي نيز به ضررهاي اخلاقي بالقوه ناشي از هر عمليات فريب، واقف است. هر سازمان سياسي يا نظامي كه در زمينه اطلاعات نادرست فعاليت مي‌كند تا حدي اعتبار خود را از دست مي‌دهد. براي آنان كه به خاطر تحت تأثير قرار دادن افكار عمومي يا بين‌المللي، دست به فريب مي‌زنند خدشه وارد شده بر اعتبارشان مي‌تواند ويرانگر باشد. زماني كه در اوايل سال 2002 مشخص شد كه وزارت دفاع امريكا دفتري با نام دفتر نفوذ استراتژيك( ) تأسيس كرده است، اين موضوع توجه بين‌المللي را به خود جلب كرد. هرچند سريعاً اعلام شد كه اين سازمان براي اجراي فريب تأسيس نشده اما منابع رسانه‌اي ضمني بيان كردند كه اين دفتر براي رسانه‌هاي خارجي اطلاعات تحريف شده، ارائه خواهد كرد. تكرار اتهامات رسانه‌ها و تكذيب كردن وزارتخانه مزبور، در نهايت به بسته شدن آن منجر شد. حتي نمود فريب نيز مي‌تواند هزينه‌بر باشد.31
اين گفته در جوامعي كه مطبوعات آنها از ديرباز آزادي بيان داشته‌اند، بيشتر صدق مي‌كند. توانايي عموم مردم براي اتخاذ تصميمهاي آگاهانه در مورد خط مشيهاي سياسي يا نظامي به وجود رسانه‌هاي مطلع بستگي دارد. زماني كه نيروي نظامي كشوري به گمراه كردن عموم مردم اقدام مي‌كند يا با انجام كاري غيرمستقيم قصد گمراه كردن آنها را داشته باشد، تصور اينكه چنين اقدامي مي‌تواند به دليل داشتن دستاوردهاي زياد، توجيه شود، بسيار مشكل است.
مطلب ياد شده به اين معنا نيست كه واقع‌گرايان مي‌توانند حق سازمانهاي نظامي براي اجراي عمليات فريب را ناديده بگيرند، بلكه آنها معتقدند اين سازمانها بايد سود و هزينه چنين عملياتهايي را دقيقاً ارزيابي كنند و از آنها فقط براي فريب دشمن، استفاده كنند نه براي فريب مردم كشور خود.

مواجهه با فريب

هرگز روش جامع مكتوبي براي مواجهه با فريب ارائه نخواهد شد. زيرا فريب يك موضوع سيال،‌ پويا و نسبي است. در واقع اين باور كه يافتن روشي براي مواجهه با فريب ميسر است، نشان‌دهنده درك نكردن ماهيت آن است. با اين همه ارائه برخي ملاحظات، مفيد است. در طي سالهاي متمادي بسياري از كارشناسان شعار كالج فيبر( ) را مبني بر اينكه آگاهي توانايي است، نقل كرده‌اند. اين شعار از فيلم خانه (قلعه) حيوانات( ) برگرفته شده است. هر چند اين شعار به دليل تكرار زياد اهميت گذشته خود را از دست داده است، اما در خصوص فريب كاملاً صدق مي‌كند.
هر چه آگاهي ما در مورد رقبا‌ و حوادث پيش روي بيشتر باشد، مي‌توانيم براي رويارويي با فريب آماده‌تر باشيم. درك مقاصد و توانمنديهاي دشمن مي‌تواند ما را در تعيين حدود كلي اهداف و عمليات ‌آنها ياري كند. هرگز بر روشهاي جمع‌آوري داده‌ها يا منابع اطلاعاتي محدود، متكي نباشيد. هر چه منابع ما متعدد باشد، ارزيابي داده‌ها دقيق‌تر خواهد بود و هرچه آگاهي ما بيشتر باشد، امكان ارائه مطالب تحريف شده طرف مقابل محدودتر خواهد بود و همچنين هر چقدر بيشتر بدانيم احتمال پي بردن ما به جعلي بودن اطلاعات ارائه شده، بيشتر خواهد شد. بخشي از دانش ما بايد آگاهي در مورد خودمان باشد. بايد از پيش‌فرضهاي ذهني، تعصبات، تشكيلات و فرهنگ خود، آگاه باشيم. بايد نسبت به قرينه‌سازي( ) هوشيار باشيم. اگر فردي فرض كند كه ديگران نيز عملكردي مشابه عملكرد او خواهند داشت به سوي خودفريبي( ) گام برداشته است.
اين توصيه ديرينه اطلاعاتي كه دشمن خود را بشناسيد، بايد توصيه به مطالعه روشهاي فريب دشمن را در خود بگنجاند. در طول جنگ سرد، سازمانهاي اطلاعاتي غرب، دكترينهاي اطلاعات غيرواقعي( ) و فريب( ) شوروي سابق را مطالعه كردند. اين مطالعه در كشف و مقابله با بسياري از فريبها مفيد واقع شد، اما اين آشنايي به رفع تهديد نبردهاي فريب منجر نشد. چنين مطالعاتي نمي‌توانند براي هميشه جامع و كامل باشند زيرا همواره فنون و رويكردهاي جديد و غيرمنتظره‌اي در حال شكل‌گيري و ظهوراند.

نتيجه‌گيري

فريب در شكلها و گونه‌هاي مختلف يافت مي‌شود و براي تأمين اهداف متعددي با روشهاي مختلف به كار گرفته مي‌شود. فريب دو نوع است، فعال يا غيرفعال و در سطوح مختلف مورد استفاده قرار مي‌گيرد. به طور خلاصه بايد گفت كه در مورد فريب بايد مطالب زيادي ياد بگيريم.
هرچند آموخته‌هاي قبلي ما در مورد فريب كلي است اما در زمان حاضر نيز مي‌توانند بسيار مفيد واقع شوند. ما سعي كرده‌ايم با استفاده از واژه‌هاي جديد، روشها و سطوح مختلف اطلاعات نادرست را توصيف كنيم. اين اقدام بسيار مفيد است. ما به مضرات قرينه‌سازي و اختلالات شناختي، واقفيم. ما تركيب روشهاي اطلاعاتي را نيز ضروري و حياتي مي‌دانيم، اما علي‌رغم اين آگاهي‌هاي خود نمي‌توانيم با اطمينان بگوييم كه احتمال فريب خوردن ما وجود ندارد.
اين مشاهدات ممكن است حتي براي فرد عادي كه در مورد فريب مطالعه مي‌كند، به خودي خود مشهود و آشكار به نظر برسد، بنابراين ممكن است تكرار اين عبارات بديهي، غيرضروري بنمايد. پاسخ به اين موضوع ساده است. در عمليات فريب موفق، مجري عمليات اميدوار است از يك يا چند مورد از اين بديهيات غافل نشود.

منابع
1. در خصوص مفاهيم فريب به منابع زير مراجعه شود:
Colonel Michael Dewar, The Art of Deception in Warfare, Newton Abbot, Devon, UK: David & Charles Publishers, 1989, pp. 9-22; Jon Latimer, Deception in War: The Art of the Bluff, the Value of Deceit, and the Most Thrilling Episodes of Cunning in Military History, from the Trojan Horse to the Gulf War, Woodstock, NY: The Overlook Press, 2001, pp. 1-5; and James F. Dunnigan and Albert A. Nofi, Victory and Deceit: Deception and Trickery at War, San Jose, CA: Writers Club Press, 2001, pp. 1-31.
2. Marco Ferrari, Colors for Survival: Mimicry and Camouflage in Nature, Charlottesville, VA: Thomasson Grant & Howell, 1993. How examples in nature have affected military deception is discussed in Guy Hartcup, Camouflage: A History of Concealment and Deception in War, New York: Charles Scribner’s Sons, 1980, pp. 9-11; and in J. Bowyer Bell and Barton Whaley, Cheating and Deception, New Brunswick, NJ: Transaction Publishers, 1991, pp. 48-52.
3. Latimer, pp. 71-100; while Bell and Whaley, pp. 45-74, discuss characteristics of types of deception.
4. براي آشنايي با اين بحران به منبع الكترونيكي زير مراجعه شود:
http://www.digitalhistory.uh.edu/database/article_
display.cfm?HHID=316, accessed July 20, 2004.
در مورد عقايد مختلف در خصوص بحران فوق به منبع زير مراجعه كنيد:
Archie P. McDonald, ed., The Mexican War: Crisis for American Democracy, Lexington, MA: D. C. Heath, 1969; and Ramon Eduardo Ruiz, The Mexican War: Was it Manifest Destiny? New York: Holt, Rinehart and Winston, 1963.
5. President McKinley’s “Report on the Findings of the Sampson Board’s Inquiry into the Maine’s Loss,” March 28, 1898, accessed at http://www.spanamwar.com/McKinleymaine.htm, July 15, 2004.
6. Philip Knightley and John Pilger, The First Casualty: The War Correspondent As Hero and Myth-Maker from the Crimea to Kosovo, Baltimore: Johns Hopkins University Press, 2002.
7. John F. Bratzel and Leslie B. Rout, Jr., “FDR and the ‘Secret Map’,” The
Wilson Quarterly, Vol. 9, New Year’s 1985, pp. 167-173.
8. “Ex-British Agent,” Foreign Intelligence Literary Scene, Frederick, MD: University Publications of America, December 1984, pp. 1-3; “President Roosevelt’s Navy Day Address on World Affairs,” The New York Times, October 28, 1941; and Mark Weber, “Roosevelt’s ‘Secret Map’ Speech,” The Journal for Historical Review, Vol. 6, No. 2, Spring 1986, p. 125.
9. Michael Beschloss, Mayday: The U-2 Affair: The Untold Story of the Greatest US-USSR Spy Scandal, New York, Harper Collins, 1987.
10. Robert McNamara’s : CNN series “The Cold War,” at http://www.cnn.com/SPECIALS/cold.war/episodes/12/interviews/mcnamara/.
11. The Department of Defense Dictionary of Military and Associated Terms, June 9, 2004, http://www.dtic.mil/doctrine/jel/doddict/.
12. Latimer, pp. 6-36; Dewar, pp. 23-34; and Dunnigan and Nofi, pp. 32-109.
13. Donald C. Daniel and Katherine L. Herbig, Strategic Military Deception, Oxford, Pergamon, 1982, pp. 5-7.
14. Roberta Wohlstetter Pearl Harbor: Warning and Decision, Stanford, CA, Stanford University Press, 1962.
15. The British official history, Michael Howard, British Intelligence in the Second World War, Vol. 5, Strategic Deception, London, HMSO, 1990; Anthony Cave Brown, Bodyguard of Lies, New York, Harper & Row, 1975; and in Thaddeus Holt, The Deceivers: Allied Military Deception in the Second World War, New York, Scribner, 2004.
16. Alfred Price, Targeting the Reich, London: Greenhill Books, 2003, p. 86; and Seymour Reit, Masquerade: The Amazing Camouflage Deceptions of World War II, New York: Hawthorn, 1978, photographs following p. 90.
17. عالمان مذهبي موضوع گيدئون( ) در عهد عتيق و عالمان كلاسيك مثالهايي مانند اسب تروا و فريبهاي به كار رفته توسط سزار را مطرح مي‌كنند. براي مطالعه خواستگاه دكترينهاي فريب ر.ك. به:
Stratagem and the Vocabulary of Military Trickery, Leiden: E. J. Brill, 1988.
18. يك خلبان نيروي هوايي امريكا در جنگ جهاني دوم توضيح داد كه نيروهاي اطلاعاتي امريكا به وجود هواپيماهاي ساختگي نيروهاي ژاپ

نويسنده:عبدالحسين حجت‌زاده دزفولي

منبع: فصلنامه عمليات رواني ، شماره 9

+ نوشته شده توسط احمد در جمعه دوازدهم آذر 1389 و ساعت 19:28 |
 

آنچه كه در اين گزارش به آن مي پردازيم موضوع استفاده از شيوه هاي تبليغي و جنگ رواني و پروپاگانداي آمريكا در طي سه دهه گذشته بر عليه انقلاب اسلامي است.

 پيروزي انقلاب اسلامي ايران در بهمن 1357 مهمترين تحول سياسي در تاريخ معاصر خاورميانه و جهان اسلام به شمار مي رود. پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني (ره) موجب سقوط نظام ستمشاهي گرديد و معادلات سياسي بين المللي و منطقه اي و داخلي را بر هم زد و مطامع آمريكا در ايران و منطقه شديدا مورد تهديد قرار گرفت، در نتيجه سياست خارجي آمريكا در سه حوزه استراتژيك نظام بين الملل، نظام منطقه اي خاورميانه و حوزه جغرافياي سياسي ايران، دچار فروريختگي شد.
پس از انقلاب اسلامي لحظات حساسي براي آمريكا بود تا با شيوه ها و تكنيك ها و حتي تغيير استراتژي بتواند قدرت و نفوذ گذشته خود را باز يابد به همين خاطر با تبديل سفارتخانه به لانه جاسوسي و توطئه آفريني عليه نظام نوپا و ارتباط گيري با مخالفين انقلاب فعاليت هاي خود را شروع كرد و همين موضوع گزارش ماست. اما آنچه كه در اين گزارش بايد به آن بپردازيم موضوع استفاده از شيوه هاي تبليغي و جنگ رواني و پروپاگانداي آمريكا در طي سه دهه گذشته است كه البته بيان اين توطئه ها فرصت زيادي را مي طلبد كه در حال حاضر امكان آن وجود ندارد.
اما در چند محور تنها به صورت كلي برخي از اهداف و شيوه هاي عملكردي آمريكا در مايوس كردن مردم از انقلاب آورده مي شود كه عبارتند از: جنگ رواني در جنگ نظامي، القاي ناكارآمدي نظام جمهوري اسلامي، تشديد مهار و تغيير از درون، استفاده از دوم خرداد، حمايت از مطبوعات وابسته، اتهام زني در خصوص مسايل هسته اي.

¤ جنگ رواني در جنگ نظامي
تهاجم نظامي عراق بزرگترين شوك رواني بود كه آمريكا در ابتداي پيروزي انقلاب به آن وارد كرد و آمريكا كوشيد با حمايت سياسي، نظامي، اقتصادي و تبليغاتي خود صدام را به حمله به كشور همسايه خود كه چهار سال قبل از آن با آن قرارداد الجزاير (1975) را امضا كرده بود تشويق وتهييج كند، تا به اهداف خود در زمينه هاي گوناگون دست يابد. اهم اقدامات رواني و تبليغي و حتي نظامي صورت گرفته در جنگ تحميلي به شرح ذيل مي باشد:
1-تشويق و تهييج صدام به آغاز جنگ با ايران
2-ارائه اطلاعات نظامي از طريق ماهواره ها به عراق
3-ممانعت از تصميم گيري سازمانهاي بين المللي در متوقف كردن جنگ
4-تشديد جنگ رواني براي دلسرد كردن مردم در مقابله با صدام از طريق رسانه ها و برخي عوامل داخلي
5-ايجاد جو بدبيني بين المللي عليه ايران مبني بر مقصر بودن در جنگ
6-حمايت از جدا شدن قسمتهايي از خاك ايران و الحاق آن به عراق
7-مقابله با كشتي هاي نفت كش ايران و حمله به سكوهاي نفتي براي تضعيف منابع مالي ايران در ادامه دادن دفاع
8-تحريم تسليحاتي و بلوكه كردن دارائي هاي ايران
9-نمايش و توصيف آخرين سلاح هاي اهدايي كشورهاي اروپايي و آمريكا به عراق و برجسته كردن قدرت فوق العاده ارتش صدام و ايجاد ترس و دلهره در مردم ايران
10- نمايش تبليغاتي چهره اي مظلوم از عراق و تشويق كشورهاي عربي براي كمك به او و انسان دوستانه معرفي كردن ياري به صدام
11- حذف نام عراق از فهرست كشورهاي حامي تروريسم همزمان با آغاز جنگ
12- مشروع جلوه دادن حمله عراق و نامشروع جلوه دادن دفاع ايران در رسانه ها
13- انعكاس گسترده انتقادات برخي از گروه هاي كم تعداد داخلي از جنگ با عنوان مخالفت مردم ايران

¤ تشديد مهار و تغيير از درون
بعد از حمله عراق به كويت و جنگ دوم خليج فارس كه طي آن معادلات قدرت در منطقه به كلي دگرگون گرديد و ايران به عنوان طرف پيروز جنگ تحميلي و قدرت مسلط منطقه خليج فارس نمودار شد، آمريكا با درس گيري از تجربيات گذشته و شكست استراتژي هاي سابق، سياست جديدي را تحت عنوان "سياست مهار دوگانه " با شعار تشديد مهار و كنترل ايران و تسلط بر حوادث منطقه در دستور كار خود قرار داد.اين طرح كه در پايان دوران رياست جمهوري جرج بوش توسط استراتژيست هاي صهيونيست آمريكايي از جمله مارتين ايندايك معاون صهيونيست وزيرخارجه وقت آمريكا تهيه شده بود با روي كارآمدن كلينتون، به عنوان استراتژي ملت دولت آمريكا در برخورد با ايران، به اجرا درآمد. استراتژي مهار دوگانه چند هدف اساسي را دنبال مي كرد كه عبارت بودند از:
- محاصره سياسي : نظامي ايران و ايجاد نوعي ديوار آهنين در اطراف آن
- اخلال در مناسبات سياسي ايران با ساير كشورها به ويژه همسايگان و كشورهاي اروپايي
- تشديد محاصره و تحريم اقتصادي
- تضعيف و تخريب بنيادهاي فكري، فرهنگي و اخلاقي ملت ايران
- ايجاد فاصله بين مردم و حكومت و نشان دادن ناكارآمدي حكومت ديني
همچنين در تابستان 1374 در هامبورگ آلمان جلسه اي تشكيل مي شود كه "اجلاس همبستگي " يا "كميته همبستگي " نام گرفت. در آن جلسه كه سركردگان تمام جريان هاي ضد انقلاب ايراني (به جز منافقين كه همواره در خواب و خيال قيام مسلحانه بوده اند!) تحت اشراف آمريكايي ها جمع مي شوند، جمع بندي تحقيقات و مطالعات سرويس هاي اطلاعاتي و امنيتي آمريكا طي چند محور به عنوان دلايل پيروزي و بقاي جمهوري اسلامي و شكست اقدامات گذشته آنان مطرح و استراتژي جديد براي مقابله با جمهوري اسلامي ايران به آنان اعلام مي شود. در اين اجلاس، عامل پيروزي جمهوري اسلامي ايران را در حوادث گذشته، وجود ايمان و اعتقادات مذهبي در مردم، رهبري ديني (ولايت فقيه) و پيوند بين مردم و حكومت در ايران دانستند و گفته شد تا اين عوامل موجود باشند نمي توان نظام جمهوري اسلامي را در ايران از پاي درآورد. همچنين گردانندگان اجلاس دو دليل عمده را براي شكست هاي سابق ذكر مي كنند. دليل اول آنكه آنها در اقداماتشان براي براندازي، نه تنها هماهنگ و منسجم عمل نكرده اند بلكه گاه در تعارض با هم قرار داشته اند و اين يكي از دلايل شكست آنان بوده است. دليل دوم كه بسيار مهمتر بوده است اينكه استراتژي هاي گذشته آنان اساسا اشتباه بوده و هيچكدام به نتيجه نرسيده اند، لذا بايد استراتژي ديگري را اتخاذ كنند، استراتژي اي كه در مناطقي از دنيا پياده شده و به نتيجه رسيده بود. در آنجا به تجربه آمريكا در برخورد با دولت انقلابي نيكاراگوئه و همچنين شوروي سابق اشاره كردند كه هر دو مورد نيز به براندازي و فروپاشي آنها منجر شده بود و خلاصه اين استراتژي آن بود كه به جاي نشستن در خارج و برخورد مستقيم و قهرآميز بانظام جمهوري اسلامي و دشمني علني با آن، مي بايست نيروهاي خود را به داخل كشور و به درون حاكميت نفوذ بدهند و با در اختيار گرفتن ابزار و رسانه هاي فرهنگي به اتكاي ضعف ها و نارسايي هاي موجود در كشور به تدريج و با حوصله، اعتقادات ديني و گرايشات انقلاب مردم را تضعيف كنند، بين مردم و حكومت فاصله ايجاد كنند و مردم را نسبت به كارآمدي رهبري و نظام ديني دچار ترديد كنند و در طي زمان با استفاده از افكار عمومي و به كمك عوامل خود در درون نظام، حكومت ديني را تغيير داده و به خيال خود يك حكومت لائيك طرفدار غرب در ايران به وجود آورند! خود آنها به اين حركت نام "استراتژي بزرگ "! يا "استراتژي تغيير از درون " اطلاق كردند. در اين اجلاس فهرستي از اقدامات سلبي و اقدامات ايجابي در چارچوب برنامه هاي ياد شده مطرح شد كه از جمله اقدامات سلبي يكي متهم كردن نظام به ديكتاتوري و نبود آزادي در ايران بود كه از نيمه دوم سال 1374 دقيقا تمامي نشريات ضد انقلاب خارج نشين، رسانه هاي غربي و جريان ها و افراد مختلف ضد انقلاب در خارج و داخل، اين محور را در دستور كار تبليغاتي خود قرار مي دهند. محور دوم از اقدامات سلبي مقابله با اصل ولايت فقيه و ناكارآمد نشان دادن نظام ولايت فقيه براي اداره كشور بود كه دقيقا برخوردها با ولايت فقيه از اين سال اوج مي گيرد و به عنوان اقدامات ايجابي، تحقق شعار "دموكراسي " تشكيل "جامعه مدني " در دستور كار آنها قرار گرفت. استراتژي جديد در آن تاريخ به تمام جريان هاي ضد انقلاب ايراني ابلاغ گرديد و اقدامات عملي از آن پس آغاز شد. عناصر ضد انقلاب و فراري يكي پس از ديگري تحت عناوين مختلف وارد كشور شدند و به جريان هاي دگرانديش داخل كشور و برخي عناصر درون نظام متصل شدند و به نفوذ به ويژه در بخش هاي فرهنگي و رسانه اي پرداخته و مجوزهاي زيادي براي انتشار نشريه، ابتدا تحت عناوين عمومي و سپس با جهت گيري هاي مستقيم فرهنگي و سياسي به دست آوردند. در همين سالها بود كه در كنگره آمريكا پشتيباني از اپوزيسيون و جريان فرهنگي در داخل كشور ايران به بحث گذاشته شد و براي جريان براندازي فرهنگي در آن موقع 20 ميليون دلار تصويب كردند. سازمان سيا و سازمان هاي جاسوسي و بنگاه هاي عظيم رسانه اي غرب از اين حركت حمايت كردند. اسناد زيادي وجود دارد كه نشان مي دهد آمريكايي ها به اقدام فرهنگي و تغيير فرهنگ جامعه ايران به منظور رسيدن به هدف هاي خود چه ميزان اميد بسته بودند. يكي از سياست مداران آمريكايي اظهار داشت: "اگر طرح مهار دو جانبه نتواند ايران را دچار مشكل بكند، برنامه هاي تلويزيوني MTV و امثال آن مي تواند ساختار ذهني و فكري مردم ايران را متحول سازد و زمينه را براي بازگشت آمريكا فراهم كند! " و اين چيزي بود كه از سوي مقام معظم رهبري در همان سالها به عنوان تهاجم و شبيخون فرهنگي ناميده شد و همه مردم ايران و مسئولان به خصوص مسئولان فرهنگي را به رويارويي با اين هجوم و جنگ جديد فراخواندند. اين استراتژي تا دوم خرداد 1376 ادامه داشت و روز به روز دامنه اقدامات دشمن وسيع تر مي شد و مع الاسف كارگزاران حكومتي و به خصوص دستگاه هاي مسئول فرهنگي كشور به رغم هشدارهاي مكرر مقام معظم رهبري، گرفتار ذهنيات خود بودند و ابعاد اين توطئه خطرناك را درك نكردند و بعضا خود زمينه ساز و آلت دست آن شدند.

¤ استفاده از دوم خرداد
دوم خرداد 76 و انتخاب سيدمحمد خاتمي در هفتمين انتخابات رياست جمهوري باعث شد كه مسئولان آمريكايي يك بسته از درخواست ها و مطالبات خود را با دادن وعده هاي جذاب اما كوچك با سر و صداي تبليغاتي در فضاي سياسي كشور پراكنده سازند.
روزنامه واشنگتن پست به نقل از مقامات آمريكا در 8 خرداد 76، يك هفته پس از انتخاب آقاي خاتمي فهرست 10 اقدام اساسي براي ايران جهت نزديكي به آمريكا را مطرح كرد كه عبارت بودند از: 1- در كابينه جديد كساني سيستمهاي وزارت كشور و وزارت دفاع را احراز كنند كه با آمريكا و غرب نظر مخالفي نداشته باشند. 2- حكم قتل سلمان رشدي باطل شود 3- لشكر قدس منحل گردد 4- اجازه استرداد دو متهم كه از سوي مقامات سوئيس به خاطر كاظم رجوي حكم پيگيري آنان صادر گرديده است، داده شود 5- به توليد سلاح هاي كشتارجمعي خاتمه داده شود 6- خاتمه دادن به دخالت در امور ساير كشورها به ويژه در خاورميانه 7- پايان دادن به مخالفت با روند صلح (به رسميت شناختن اسرائيل) 8- آزادي مطبوعات، مجلس، مذهب و حكومت قانون 9- تساوي حقوق زن و مرد در زمينه هاي سياسي اجتماعي و فرهنگي 10- آزادگذاشتن زنها در انتخاب لباس و شغل!
در اين حال كلينتون رئيس جمهور وقت آمريكا پيشنهاد سه ماده اي را در 23 مرداد مبني بر: 1پذيرش مذاكرات انتقادي ميان تهران و واشنگتن 2- پذيرش روند صلح خاورميانه 3- مذاكرات مستقيم ايران و آمريكا را به صورت واسطه براي رئيس جمهور ايران فرستاد. خاتمي هم در مصاحبه اي با سي ان ان در 18 دي 76 اول از احساس ملت بزرگ آمريكا به خاطر گروگانگيري (لانه جاسوسي) اظهار تاسف كرد و گفت در بحبوحه شور انقلابي بوده است، از آتش زدن پرچم آمريكا هم اظهار شرمندگي كرد و سخنگوي وزارت امورخارجه در 19 دي از اين لحن آقاي خاتمي استقبال كرد.
مادلين آلبرايت وزير امورخارجه آمريكا هم گفت: هيچ گونه ترديدي وجود ندارد كه انتخاب آقاي خاتمي به رياست جمهوري موجب وسوسه و تحريك ما براي نزديكي به ايران شده است.
اظهار خرسندي اصلاح طلبان از خرسندي آمريكا از انتخابشان تا آن اندازه بود كه بدون تاييد آمريكا شايد ايراني وجود نداشته باشد. به خاطر همين بود كه عطاءالله مهاجراني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در پاريس در تاريخ 8 فروردين 77 اظهار خرسندي مي كند كه آمريكا كشور ما را به رسميت شناخته است و گفت: اظهارات رئيس جمهور آمريكا در مورد عيد فطر و عيد نوروز و بيان اينكه طرح داماتو قابليت اجرايي ندارد به نظرم همگي نشانگر آن است كه دولت آمريكا در حال تجديد نظر در برخي مواضع خود است. آنچه اهميت دارد آن است كه آمريكا ملت و كشور ما را به رسميت شناخته و در صدد تضعيف آن نيست!
اما آمريكا بعد از روي كارآمدن خاتمي هر چقدر، عقب نشيني بيشتري از ايران مي ديد درنده تر مي شد. تهاجمات رواني و تبليغاتي بيشتري عليه كشور ما انجام مي داد كه برخي از آنها عبارتند از:
1-دولت آمريكا تضعيف سرمايه گذاري شركت هاي خارجي در صنعت نفت و گاز ايران را از 40 ميليون دلار به 20 ميليون دلار تقليل داد (18 مرداد 76)
2-آمريكا قانون تحريم ايران را در مورد كنسرسيوم فرانسوي، روسي و مالزيايي به اجرا گذاشت (8 مهر 76)
3-سه تن از اعضاي سازمان مجاهدين خلق (منافقين) پس از گفت وگو با كلينتون رئيس جمهور آمريكا با وي سر ميز نشستند و رسميت بيشتري يافتند (13 آبان 76)
4-يكصد تن از نمايندگان مجلس آمريكا طرحي تحت عنوان حفاظت در برابر تهديد موشكي ايران را به مجلس تقديم كردند با 300 ميليون دلار بودجه (10 بهمن 76)
5-ژنرال برونت كرافت مستشار سابق آمريكا: شعار ملت ايران در مورد اينكه آمريكا شيطان بزرگ است بايد برچيده شود.
6-جورج شولتز وزير خارجه سابق آمريكا: تهران طرفي ستيزه گر و حامي تروريسم است.
7-شليك دو موشك در 7 آذر و 5 بهمن به خاك ايران.
8-آمريكا دو شركت كانادايي و انگليسي را به خاطر قرارداد نفتي با ايران تهديد به تحريم كرد (1 اسفند 77)
9-ويليام كوهن وزير دفاع آمريكا قرار داد پيمان مشترك نظامي با كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس را براي مقابله نظامي با ايران امضا كرد.
10- وزارت امورخارجه آمريكا در گزارشي ايران و شش كشور ديگر جهان را متهم كرد كه از تروريسم حمايت مي كند (12 ارديبهشت 78)
11- كلينتون رئيس جمهور آمريكا مجازات هاي اقتصادي و مالي آن كشور عليه ايران را تمديد كرد و گفت: بحران ميان دو كشور هنوز به طور كامل حل نشده است (18 آبان 78)
نگاهي به سه دهه جنگ رواني عليه انقلاب اسلامي ايران
12- آلبرايت وزير امورخارجه آمريكا: ايران و چند كشور ديگر سزاوار تحريم ها و مجازات هاي بيشتري هستند ولي چون اين كشورها از پيش در ليست سياه وزارت خارجه آمريكا قرار دارند و مورد تحريم هستند، تحريم هاي بيشتر عليه آنان اعمال نخواهد شد (3 دي 78)
13- ريكر سخنگوي وزارت امورخارجه آمريكا: با تمام قوا براي جلوگيري از سرمايه گذاري در ايران تلاش خواهيم كرد، ايران و ليبي را تحريم كرده ايم؛ ايران به خاطر حمايت از تروريسم مورد غضب است (6 دي 77)
14- سخنگوي وزارت امورخارجه آمريكا: سياست واشنگتن، مخالفت با اعطاي اعتبارات نهادهاي بين المللي به ايران است (5 بهمن 78)
15- مجلس نمايندگان آمريكا با 420 نماينده به اتفاق آرا طرح مجلس سناي آمريكا را مبني بر تحريم كشورهايي كه با ايران همكاري تسليحاتي دارند تصويب كرد (12 اسفند 78)
61- رئيس جمهور آمريكا تحريم نفتي سال 1995 را كه به موجب آن شركت هاي نفتي اين كشور اجازه بستن قرارداد و همكاري هاي نفتي با ايران را ندارند، تمديد كرد. بيل كلينتون در نامه اش به نمايندگان آمريكا نوشت: سياست ها و اعمال ايران همچنان تهديد كننده منافع ملي، سياست خارجي و اقتصادي آمريكا است، لذا تحريم نفتي ايران بايد تمديد شود (24 اسفند 79)
17- آلبرايت وزير امور خارجه آمريكا در شوراي ايرانيان مقيم آمريكا، ايران را متهم به سركوبگري در داخل، حمايت از تروريسم، آزارمذهبي عليه بهائيان و دستگيري 13 جاسوس يهودي كرد (14 فروردين 79)
18- آلبرايت: كنگره آمريكا در حال تهيه طرحي براي مصادره دارايي هاي ايران به عنوان غرامت خسارت هاي خود مي باشد (14 فروردين 79)
19- ايرانيان تبعيدي در آمريكا با بودجه دولت آمريكا يك شبكه ماهواره اي 24 ساعته "تلويزيون ملي ايران " براي براندازي ايران راه اندازي كردند (20 فروردين 79)
20- جيمز روبين سخنگوي وزارت امور خارجه آمريكا: آمريكا بر چند نهاد ايراني و كره شمالي تحريم هايي را اعمال خواهد كرد. آمريكا وزارت دفاع و سازمان پشتيباني نيروهاي مسلح، سازمان صنايع هوانوردي، گروه صنعتي شهيد همت و گروه صنعتي صنام را در ايران مشمول اعمال تحريم هاي جديدي خواهد كرد (28 فروردين 79)
21- دخالت در امور داخلي ايران در هنگام محاكمه 13 جاسوس يهودي و توقيف برخي نشريات زنجيره اي.
جيمز روبين گفت: از مقامات ايراني مي خواهيم به آزادي مطبوعات احترام بگذارند. ال گور معاون رئيس جمهور آمريكا هم گفت: محاكمه جاسوسان همانند توقيف روزنامه ها در جهت متوقف كردن اصلاحات است ما اين محاكمات را با قاطعيت محكوم مي كنيم (3 خرداد 79)
موارد فوق نمونه هاي متعددي از جنگ رواني و سياسي است كه فقط در طول سه سال از دوران اصلاحات ايران و در زمان دموكرات هاي آمريكا صورت گرفته است و عليرغم عقب نشيني و تجديدنظرهاي دولت ايران در مسائل سياسي فرهنگي و سياست خارجي؛ آمريكا همچنان چماق خود را روز به روز بزرگتر كرده است.

¤ حمايت از مطبوعات و جريان هاي وابسته
آمريكا در سال 2001 همزمان با دهه سوم انقلاب گزارش 99 صفحه اي در انستيتو استراتژيك وابسته به دانشگاه جنگ نيروي زميني آمريكا براي براندازي جمهوري اسلامي ايران را ارائه داد و كليد زد:
تا جمهوري اسلامي در ايران پابرجاست، خطرات همچنان از ناحيه اسلام و نگرش هاي ضدآمريكا پيش روي ما خواهد بود. ابزارهاي سنتي مبارزه با ايران دواي اصلي مشكلات آمريكا خواهد بود. آمريكا بايد فرهنگ اسلامي در جامعه ايران را دگرگون كند و ولايت فقيه را بي اعتبار و حذف كند. از طريق ايجاد گروه هاي اصلاح طلب طرفدار دموكراسي... روشنفكران ضد حكومت ديني بايد تقويت گردند. مبارزه اقتصادي و نظامي عليه رژيم ايران، در نهايت با شكست مواجه خواهد شد، مگر اين كه از اهرم هاي فرهنگي نيز استفاده كامل شود. در اين راستا آزادي و دموكراسي با تلقي آمريكايي، كالاهاي مهمي است كه بايد به جوانان ايراني فروخته شود... ما بايد وسايل ارتباط جمعي خود را ايجاد كنيم. در نوامبر 1997 كنگره مبلغ چهارميليون دلار براي ايجاد راديو ايران آزاد اختصاص داده است كه زير مجموعه راديو اروپايي آزاد و راديو آزادي است. مخاطبين آمريكا بايد 30 ميليون جوان ايراني باشند كه از زمان انقلاب تاكنون به دنيا آمده اند...
آمريكا مي تواند با پخش برنامه ها نقش راهنماي مبارزات و خط دهي به تشكل ها و گروه هاي سياسي را بازي كند. اين طرح تلاش مي كند بين مردم و جمهوري اسلامي ايران فاصله ايجاد كند و در اين راه 30 ميليون جواني كه بعد از انقلاب تاكنون به دنيا آمده اند و ذهنيتي كه از حكومت شاه و مردم آمريكا ندارند، مخاطبين اصلي ما خواهند بود... تا از اين طريق با بهره گيري از اهرم هاي فرهنگي، سياسي و تبليغاتي به دگرگوني در ايران مبادرت كند.
به همين منظور با تقويت مخالفان و گسترش شبكه هاي ماهواره و فارسي زبان گام اول در جهت تخريب فرهنگي و ضربه زدن به ارزش هاي اسلامي و انقلابي را برداشته اند. نشريه نيوزويك در مقاله اي به قلم كريستوفر ديكي مي نويسد: انقلاب جديدي در ايران در حال شكل گيري است. امروز جوانان ايراني به يمن راديوها و ديش هاي ماهواره اي از جهان خارج باخبر و با سوادترند و همه اين عوامل نيرويي را براي يك انقلاب فرهنگي و سياسي تشكيل داده است. برنامه ريزي براي ايجاد و هماهنگي ميان گروه ها و احزاب مخالف قانون اساسي و ضد نظام در داخل كشور از يك طرف و ايجاد هماهنگي ميان طيف هاي مختلف ضد انقلاب در خارج از كشور از طرف ديگر و مرتبط ساختن اين دو جريان به يكديگر و ايجاد نوعي وحدت استراتژيك ميان آنها در دستور كار CIA و موساد قرار گرفت. هدف آنها برنامه ريزي براي اجراي مرحله اول طرح فروپاشي است. روزنامه نيويورك تايمز طي گزارشي فاش ساخته كه سازمان سيا براي فعاليت جبهه نجات ايران به رهبري امنيتي مبلغ پنج ميليون دلار در اختيار وي قرار داده است. نظير اين كمك ها به گروه ها و جريان هاي مخالف نظام بسيار زياد مي باشد. به دنبال اين اقدامات حمايت از نشريات و مطبوعات وابسته جهت ايجاد تشنج و تهييج افكار عمومي به خصوص قشر دانشجو در دستور كار مقامات آمريكايي قرار گرفته است.
رسانه هاي وابسته به آمريكا با ايجاد اغتشاش و بزرگ نمايي آن جو متشنجي را در جامعه به راه انداختند كه نمونه بارز اين اقدام را مي توان حوادث 18 تا 23 تير 1378 نام برد. در زير ديدگاه و نظرات بعضي از مخالفان نظام در خصوص ضرورت گسترش نشريات در جهت ضربه زدن به نظام ذكر مي گردد. براي براندازي نظام جمهوري اسلامي بايد محافل و فعاليت هاي فرهنگي را تقويت و سازماندهي كرد. هر كس مي تواند نشريه اي بگيرد و از اين تريبون به مبارزه برخيزد. براي مقابله با نظام بهترين روش نوشتن و نشر كتب فرهنگي، علمي و تاريخي است. اين حركت لزوما بايد به صورت منسجم و آرام و تدريجي صورت گيرد "و هرمان ديفندل " سردبير كانون بين المللي نويسندگان اعلام مي كند كه به نظر ما كافي است كه يك سازمان يگانه نويسندگان ايراني را شكل بدهد بدون آنكه نويسندگان عضو الزاما هم نظر باشند. اين شكل يگانه آلترنايتو براي فعاليت فرهنگي است و اگر از دست ما در اين زمينه كاري ساخته است آماده ايم تا همه امكانات و توانمان را در اختيار شما قرار بدهيم، به طور خلاصه مي توان اهداف آمريكا از ترويج و گسترش نشريات وابسته و حمايت مالي از آنان را به شرح زير برشمرد:
تضعيف قانون اساسي، تضعيف نهادهاي امنيتي، قضايي و انتظامي، تطهير دشمنان خارجي و داخلي، تخريب فرهنگ ملي : مذهبي، تهاجم به اسلام و ارزش هاي اعتقادي، اشاعه و ترويج فرهنگ غربي، بي اعتبار كردن شخصيت هاي مستقل و دلسوز، حذف نيروهاي مومن و كارآمد از صحنه با ترور شخصيت، بزرگ نمايي و مطرح ساختن عناصر و جريان هاي مرتبط با آمريكا و اسرائيل، ايجاد چتر حمايتي در عرصه تبليغات براي ضد انقلاب و مخالفان قانون اساسي، قرار دادن دين در برابر آزادي و نفي حكومت مبتني بر مردم سالاري ديني و اشاعه و ترويج فساد و تهاجم فرهنگي و سياسي.

¤ القاي ناكارآمدي جمهوري اسلامي
آمريكا و دستگاه هاي تبليغاتي آن در سه دهه گذشته همواره كوشيده اند تجربه انقلاب اسلامي را ناكارآمد معرفي كنند و با شانتاژ هاي تبليغاتي درصدد بوده اند كه به مردم ايران و آزاديخواهان جهان بگويند كه انقلاب اسلامي نتوانسته است نيازهاي مردم را پاسخ دهد. رسانه هاي غرب درصدد بوده اند كه چنين القا كنند كه دين يك امر عبادي، شخصي و رابطه بنده با خدا است و نبايد از آن انتظار مديريت و حكومت در يك جامعه مدرن را داشت.
برخي محورهاي القايي رسانه هاي غربي از اين قرار است:
1-بزرگ نمايي برخي از كاستي ها و نابساماني ها كه لازمه هر حركت و تحول بنيادين و به خصوص انقلاب اسلامي است.
2-تخطئه كردن نظام اسلامي به دليل نارسايي هايي كه به دست عوامل دشمن به وجود آمده است.
3-ناديده انگاشتن دستاوردهاي عظيم انقلاب به ويژه استقلال سياسي و فرهنگي
4-تعميم عملكرد نامطلوب و غيرقابل دفاع برخي از مديران و مسئولان لغزيده در دام دنياطلبي به كليت انقلاب و مسئولان نظام
5- بالا بردن سطح توقعات مردم و ناراضى كردن آنان از وضعيت موجود و سياه جلوه دادن نظام جمهورى اسلامى در خدمت رسانى به مردم
6- تحليل هاى منحرف كننده و مغالطه آميز از حوادث و رويدادهاى طبيعى و انتساب آن به عملكرد انقلاب مانند؛ سيل، زلزله و حتى خشكسالى
7- مقايسه هاى سطحى و غلط بين ايران اسلامى و برخى كشورهايى كه به صورت فانتزى رشد رفاهى داشته اند بدون در نظر گرفتن حجم فعاليت هاى زيرساختى كه به دست ايرانى ساخته شده است .
8- در مقابل هم قرار دادن فرهنگ ملى و فرهنگ اسلامى و تبليغ عدم همزيستى اين دو
9- تبليغ ايران به عنوان يك كشور منزوى كه توان تامين احتياجات مردم را ندارد و گريزان كردن از انديشه ايرانى گرايى
10- القاى عدم امكان استقلال سياسى، اقتصادى و فرهنگى در شرايطى كه جهان به سمت جهانى شدن و دهكده جهانى به پيش مى رود.

¤ اتهام زني در خصوص فعاليت هاي صلح آميز هسته اي
حادثه انفجار برج هاي دوقلوي آمريكا شرايط بين المللي را براي فعاليت هاي هسته اي ايران بسيار سخت كرد. كاخ سفيد به اين حادثه به عنوان يك فرصت نگاه كرد و با كمك منافقين به پرونده سازي عليه نظام جمهوري اسلامي در زمينه مسائل هسته اي پرداخت. متعاقب مسائل فوق، بوش در سخنراني معروف خود در 10 بهمن 1381 در اجلاس سالانه منظور رفع بدگماني ها
2-به پيش رفتن گام به گام جهت دستيابي به بمب اتم در مسير عراق و استفاده از يك راكتور وارداتي كوچك جهت توليد مقادير آزمايشگاهي پلوتونيوم و به عنوان دومين سوخت اصلي بمب هسته اي، در سلول هاي داغ
3-وارد نمودن هگزا فلورايد اورانيوم در سانتريفيوژهاي گازي بدون اعلام اوليه به آژانس با توجيه توليد 600 مگاوات برق. اين ماده يك عنصر شش بعدي گاز اتم است كه در اثر تركيبات معدني و گاز به وجود مي آيد و به عنوان يك مرحله مهم در غني سازي اورانيوم براي مصارف نظامي به كار مي رود.
4-پرتوافكني بر نمونه هاي فلز بيسموت در راستاي توليد پلوتونيوم 210 كه همراه با بريليوم به عنوان آغازگر در سلاح هاي هسته اي قديمي به كار گرفته مي شود در حالي كه صرفه اقتصادي آن براي استفاده در كاربردهاي غيرنظامي بسيار محدود مي باشد و اين نشانه وجود يك برنامه توليد سلاح هاي هسته اي در مراحل اوليه آن است.
5-مشكوك بودن درخواست اورانيوم غني شده بيشتري از فدراسيون روسيه جهت سوخت راكتورهاي ايران در حالي كه تامين نيازهاي انرژي در ايران از نفت تامين مي شود.
6-وارد نمودن ابهاماتي درباره غني سازي توسط ليزر
7-كشف آثار اورانيوم بسيار غني شده 235 تا 36 درصد در يك كارگاه در ايران فراتر از آنچه براي استفاده در راكتورهاي آب سبك غيرنظامي لازم است (اورانيوم طبيعي براي اين غني سازي مي شود كه غلظت اورانيوم 235 به 3 تا 5 درصد افزايش يابد تا بتوان به عنوان سوخت در راكتورهاي آب سبك استفاده كرد. عموما اورانيوم لازم براي توليد سلاح هاي هسته اي را تا بيش از 90 درصد غني سازي مي كنند با اين حال اورانيومي كه بيش از 20 درصد غني سازي شود در توليد سلاح كاربرد خواهد داشت) برخلاف ادعاي جمهوري اسلامي ايران كه آثار اورانيوم بسيار غني شده را ناشي از آلودگي تجهيزات وارداتي مي داند.
8-آلوده بودن قطعات به انواع متفاوتي از اورانيوم غني شده، در كالاي سانتريفيوژهاي وارداتي و تفاوت نوع آلودگي در قطعات موجود در شركت كالاي الكتريك نطنز
9-سانتريفيوژهاي استفاده شده در ايران از نسل دهه 50 بوده و صددرصد غير اقتصادي است و اگر ايران سوخت هسته اي مي خواهد دليلي ندارد كه برنامه غني سازي غيراقتصادي داشته باشد.
10- كشف طرح هاي فني سانتريفيوژهاي p2 مشابه يافته هاي آژانس در ليبي كه به اطلاع آژانس نرسيده بود.
11- مخفي نمودن و عدم گزارش به آژانس در مورد بسياري از اجزاي چرخه سوخت هسته اي و آزمايش هاي تجزيه پلوتونيوم
12- دستيابي جمهوري اسلامي ايران به سلاح هسته اي در اواخر سال 2005 يا نيمه اول 2006 ميلادي
13- واقع شدن 7 كارگاه در تاسيسات نظامي در مجموع 13 كارگاهي كه در ايران دستگاه هاي گريز از مركز به منظور غني سازي اورانيوم مي سازد.
14- تناقض در اطلاعات ارائه شده در مورد اطلاعات ساخت داخل و يا خريد خارجي دستگاه هاي گريز از مركز p2
15- مشكوك بودن خريد 150 قطعه مغناطيسي و سفارش خريد 4 هزار قطعه مغناطيس دستگاه گريز از مركز p2 از طريق يك شركت خصوصي از واسطه اروپايي كه قاعدتا براي تجهيز 2 هزار دستگاه گريز از مركز p2 كفايت مي كند و همچنين تقاضاي دريافت بيشتر در ازاي قيمت پايين تر تنها پس از 10 روز از ارسال اطلاعيه خود به آژانس
16- ادامه يافتن فعاليت غني سازي اورانيوم در سه مركز خصوصي وابسته به يك مجتمع نظامي : صنعتي در حالي كه ايران رسما تمام فعاليت هاي غني سازي اورانيوم را متوقف كرده است.
17- عدم همكاري كامل، به موقع و فعالانه
18- مشكوك بودن تاخيرهايي كه ايران در فراهم نمودن بازرسي هاي ماه مارس گذشته انجام داده بود.
19- عدم ارائه تصوير كامل از برنامه هاي هسته اي خود در ماه اكتبر
20- تعلق منشأ اورانيوم غني شده كشف شده در شركت كالاي الكتريك در پاييز سال گذشته به روسيه و مربوط به زير دريايي هاي اتمي آن نه پاكستان
همه تهاجمات و دروغ پراكني هاي فوق در حالي صورت گرفته است كه آژانس بين المللي انرژي اتمي 14 گزارش را در مورد صلح آميز بودن برنامه هسته اي ايران منتشر كرده است كه آخرين آن در اول آذر گذشته بود.

*نكته پايانى
پيروزى هاى بى شائبه جمهورى اسلامى ايران اكنون عليرغم دشمنى هاى آمريكا روز به روز گسترده تر و عميق تر مي شود.
گيتس كه اكنون وزارت دفاع دولت اوباما را برعهده دارد در اولين موضعگيري خود از نفوذ فزاينده جمهوري اسلامي ايران در حيات خلوت آمريكا يعني كشورهاي آمريكاي لاتين اظهار نگراني كرد. اين نگراني او در حالي است كه هنگامي كه وي در دهه 90 ميلادي مسئول سازمان سيا بود هر روز به كارمندان سيا گوشزد مي كرد كه ايراني معتدل كسي است كه با گلوله كشته شده باشد و امروز به اين نتيجه رسيده اند كه ايران در حال تكثير است؛ غزه ايراني شده است و با گلوله هم كشته نشد، لبنان رنگ ايراني گرفته است، عراق، سوريه، افغانستان و... شايد تنها جمله اي كه مي توان گفت اين است كه ايران ديگر يك كشور فقط در خاورميانه نيست بلكه انديشه اي است به پهناي جهاني كه ديگر توان خفه كردن وحتي مسدود و محدود كردن آن وجود ندارد و اين با تجربه سه دهه جنگ نظامي و تبليغي كه عليه آن صورت گرفته است حاصل شده.

منبع: سايت بصيرت
+ نوشته شده توسط احمد در جمعه دوازدهم آذر 1389 و ساعت 19:24 |